تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٣ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
فرايض و رد مظالم با صاحب خود و ايذاء نفس در طاعت هم چنان كه تربيت آن داده در معصيت و اذاقه نفس مرارت طاعت را هم چنان كه چشانيده باو حلاوت معصيت را، و بكاء بدل هر مضحكى كه از تو صادر گشته و شبهه نيست در آنكه اين شروط كمال توبه است نه اصل توبه زيرا كه در تحقيق اصل توبه ندامت بر معصيت ماضى و عزم بر عدم عود در ازمنه مستقبله كافيست، و بعضى از اكابر تعريف توبه را باين عبارت كردهاند كه (صدق العزيمة على ترك الذنوب و الانابة بالقلب إلى علام الغيوب و الندامة على ما فرط من العيوب) و ببايد دانست كه قبول توبه اگر مستلزم عفو سيئاتست هم چنان كه مذهب اصح است پس ذكر عفو بعد از قبول بجهت تصريح است بر ذكر عفو بدلالت مطابقى و اگر مستلزم آن نيست هم چنان كه بعضى ديگر بر آنند پس ذكر آن بعد از آن بجهت ترجيه بندگانست بفضل خود و ذكر علم او بافعال بجهت تنبيه است بر ترك امنيت و غرور ايشان، ابو هريره از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل كرده كه
ان اللَّه أفرح بتوبة عبده المؤمن من الضال الواجد و من العقيم الوالد و من الظمآن الوارد
يعنى حق سبحانه بتوبه بنده مؤمن فرحناكتر است از كسى كه چيزى كم كند و بيابد و زنى نازاينده كه فرزند آورد و تشنه كه آب بيابد و هر كه توبه نصوح كند خدا گناهان او را از كتاب كرام الكاتبين ببرد و از بقاع سماوات و ارضين رفع نمايد.
٢٦- وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا و اجابت كند دعا را از براى آنان كه گرويده باشند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كرده باشند عملهاى پسنديده اگر مصلحت و حكمت مقتضى آن باشد وَ يَزِيدُهُمْ و زياده گرداند ايشان را در مسئول مِنْ فَضْلِهِ از فضل عميم خود وَ الْكافِرُونَ و ناگرويدگان لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ مر ايشان راست عذابى سخت كه آن دوام آنست در كيفيت و كميت بدل آنچه بمؤمنان عطا كرده باشند از ثواب و تفضل ابدى، از ابراهيم ادهم پرسيدند كه (ما لنا ندعوا فلا نجاب) چيست كه ما را كه دعا ميكنيم و اثر اجابت آن را نمييابيم گفت (لانه دعاكم فلا تجيبوه) زيرا كه حق سبحانه شما را ميخواند و شما اجابت او نميكنيد پس اين آيه را بر- خواند كه وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا تا آخر، و گويند كه استجابت فعل اهل ايمانست يعنى اجابت كنند هر چه ايشان را بآن خوانند از اعمال حسنه و افعال صالحه و بنا بر تفسير اول موصول منصوب بنزع خافض است. و گويند كه استجابت بمعنى قبول طاعت و اثابت است و زيادتى باعتبار ثواب يعنى خداى قبول طاعت ميكند و ايشان را بر آن ثواب ميدهد و زياده ميگرداند ايشان را در ثواب بر- سبيل تفضل، و معاذ بن جبل گفته كه مراد از استجابت دعاييست كه مؤمنان در حق يكديگر كرده باشند، و از ابن عباس نقلكردهاند كه معنى آنست كه خداى تعالى اذن شفاعت ميدهد ايشان را در حق اخوان و زياده ميگرداند ايشان را از فضل خود به اين وجه كه قبول شفاعت ايشان ميكند در حق اخوان