تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٨ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
شهر بن حوشب از ام سلمه روايت كند كه سيد انبياء روزى بفاطمه زهرا گفت كه
ايتينى بزوجك و ابنيك فجاءت بهم فالقى عليهم كساء ثم رفع يديه و قال: اللهم هؤلاء اهل محمّد فاجعل صلواتك و بركاتك على آل محمّد انك حميد مجيد
يعنى اى فاطمه شوهر خود و هر دو فرزند خود كه حسن و حسيناند نزد من آور، فاطمه ايشان را بياورد چون حاضر شدند سرور عالم گليم بر ايشان انداخت و فرمود كه خداوندا اين هر چهار اهل بيت محمّدند ايشان را بصلوات و بركات خود بنواز و بر ايشان رحمت كن ام سلمه گويد
(فرفعت الكساء لادخل معهم فاجتذبه و قال: انك على خير انك على خير)
يعنى چون اين دعا از سيد انبياء شنيدم گوشه گليم را برداشتم و ميخواستم كه در زير آن گليم درآيم حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آن را از دست من بكشيد و دو بار فرمود كه اى ام سلمه تو زن نيكو كردارى اما رتبه آن ندارى كه در مقام و منزلت اهل بيت من باشى، و كواشى در تفسير خود كه موسوم است به تبصره از ضحاك و عكرمه روايت كرده كه معنى آيه اينست كه (لا أسألكم على ما أدعوكم إليه أجرا الا أن تحفظونى فى قرابتى على و فاطمة و الحسن و الحسين و أبنائهما) يعنى ضحاك و عكرمه كه از مشاهير مفسرانند تصريح نمودهاند كه معنى آيه آنست كه اى محمّد بگو كه من از براى ارشاد شما بمعروف و نهى شما از منكر مزدى نميخواهم و اجرى طمع ندارم اما ميخواهم كه شما ملاحظه خاطر من كرده احترام اقارب من كنيد بر وجهى كه بايد و شايد و تعظيم ايشان را بواجبى مرعى داريد و اين اقارب من على بن ابى طالب است و فاطمه و حسن و حسين و ذريت اين هر دو پس بنا بر اين روايت ذرية حسن و حسين نيز از أقارب باشند و محبت ايشان نيز بر خلقان فرض بود، و صاحب كشاف نيز در كشاف ذكر كرده كه مؤيد قول مذكور است آنچه زيد بن على از پدر خود از جدش امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه من برسول خدا شكايت كردم از جماعتى كه بر من حسد داشتند فرمود كه
يا على اما ترضى ان تكون رابع أربعة اول من يدخل الجنة أنا و أنت و الحسن و الحسين و ازواجنا عن ايماننا و شمائلنا و ذريتنا خلف أزواجنا
اى على تو راضى نيستى كه چهارم چهار كس باشى اول كسى كه در بهشت رود من باشم و تو و حسن و حسين و زنان ما از چپ و راست باشند و اولاد ما از پس و پيش، و نيز در كشاف مذكور است كه از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه
حرمت الجنة على من ظلم اهل بيتى و آذانى في عترتى و من اصطنع صنيعة الى احد من ولد عبد المطلب و لم يجازه عليها فانا اجازيه عليها غدا اذا لقينى يوم القيمة
يعنى بهشت حرام گردانيده شده است بر كسى كه ظلم كند بر اهل بيت من و مرا آزار رساند در عترت من و هر كه نيكويى كند بيكى از اولاد عبد المطلب و او را مكافات نتواند كند بر آن پس من مكافات او خواهم كرد بر آن عمل وقتى كه ملاقات كند بمن در روز قيامت، و امام ثعلبى كه از اصحاب حديث است و از مشاهير اهل سنت در ابطال قول آن كسى كه گفته اين آيه منسوخ