تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٤ - سوره فصلت(٤١) آيات ٢٠ تا ٢٩
گاهست مر ايشان را يعنى صبر ايشان بر آن هرگز نفع بايشان نخواهد رسانيد چه هميشه مسكن ايشان دوزخ خواهد بود و آتش سوزان ملازم حال ايشان چنان كه جمله اسميه دلالت صريح دارد بر آن وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا و اگر طلب رضاى خداى كنند و از وى در خواهند كه از عتاب و خشم رجوع بخوشنودى نمايد تا از آن مضيق شدايد عذاب خلاص شوند فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ پس نيستند ايشان از اجابت كردهشدگان در طلب خوشنودى خداى يعنى اگر بجزع و فزع خواهند كه خداى از ايشان راضى گردد و خشم و عتاب را از ايشان دفع نمايد هرگز از ايشان خشنود نگردد و دفع عذاب نكند و نظير اينست قوله تعالى أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ:
٢٥- وَ قَيَّضْنا لَهُمْ و تقدير كرديم براى مشركان قُرَناءَ دوستان و همنشينان از شياطين يعنى چون ايشان در كفر خود اصرار نمودند و بآيات بينه و حجج ظاهره ما عناد و استكبار كردند با وجود علم ايشان بآن ما ايشان را در بوادى خذلان فرو گذاشتيم و مدد توفيق از ايشان باز گرفتيم و نزد اين حال ما سواى شيطان قرينى و همنشينى ايشان را باقى نماند هم چنان كه در جاى ديگر ميفرمايد كه وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ و اصل تقييض تبديل است و از اينجا است كه معاوضه را مقايضه ميگويند پس اصل كلام آنست كه ما نزد جحود و انكار كفار بعوض قرناى صالح و صادق كه امر بمقارنت ايشان كرده بوديم قرناء بد كه شياطين جن و انس بودند بر ايشان گماشتيم يعنى ايشان را وا گذاشتيم تا بعوض قرنايى كه امر بمقارنت ايشان واقع شده بود شياطين قرين ايشان شدند و بر ايشان مستولى گشتند فَزَيَّنُوا لَهُمْ پس بياراستند براى ايشان ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ آنچه در پيش ايشانست از امتعه دنيويه و متابعت شهوات نفسانيه تا در طلب آن مستمر شدند وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه از پس ايشانست از امور اخرويه كه بعث و نشور و بهشت و دوزخ است يعني عدم وقوع آن را در خاطر ايشان درآوردند تا انكار آن نمودند، و فراء گفته كه ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ امر عقبى است وَ ما خَلْفَهُمْ امر دنيا يعنى مزين ساختند از براى ايشان آنچه در پيش دارند از امور اخرويه پس گفتند با ايشان كه بعث و حساب و ثواب و عقاب نخواهد بود و آنچه در پس خود گذارند از امور دنيويه كه جمع اموالست يا آنكه آرايش دادند از براى كسانى كه بعد از ايشان باشند از اموال و اولاد وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ و واجب گشت بر ايشان سخن يعنى كلمه عذاب فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ در حالتى كه بودند از جمله امتانى كه گذشته بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ از ديوان و آدميان يعنى ايشان در ارتكاب معاصى و قبايح و تكذيب رسل در سلك امم سابقه بودند و در عداد ايشان، مراد آنست كه هم چنان كه امم مكذبه مستحق عذاب بودند اينجماعت نيز سزاوار عذابند إِنَّهُمْ بدرستى كه كافران كانُوا