تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٣ - سوره فصلت(٤١) آيات ١٠ تا ١٩
٩- قُلْ بگو اى محمّد مر كافران را أَ إِنَّكُمْ آيا شما لَتَكْفُرُونَ كافر ميشويد و نميگرويد، استفهام بر سبيل تعجب است يعنى چگونه و بچه وجه كافر ميشويد بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ بآنكسى كه بيافريد زمين را فِي يَوْمَيْنِ در دو روز [١] كه يكشنبه بوده و دو شنبه، و از بعضى علماء منقولست كه روز يك شنبه اصل زمين را خلق فرمود و در روز دوشنبه آن را منبسط ساخت، و در اكثر تفاسير مذكور است كه مراد دو روز است يا دو نوبت كه در هر نوبت آنچه ميخواست باسرع وجهى ايجاد فرمود و ميتواند بود كه مراد از اول اجزاى ارضى باشد كه مشترك است در ميان جميع اجرام سفليه و از ثانى ايجاد صورت نوعيه، بر هر تقدير حق سبحانه حبيب خود را امر ميفرمايد كه بكفار بگوى كه چگونه كافر ميشوند بكسى كه قادر است بر خلق زمين در دو روز وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً و ميگردانيد از براى او همتايان يعنى ميسازيد از براى او اشباه و امثال كه در نهايت عجزند ذلِكَ آن قادرى كه زمين را آفريد رَبُّ الْعالَمِينَ پروردگار جهانيانست و آفريننده جميع كائناتست و مالك تصرف در آن، آيه دالست بر آنكه استدلال بر اثبات ذات و صفات او سبحانه به افعال است و دلالت افعال يا بدون واسطه است چون دلالت آن بر آنكه او سبحانه قادر است و عالم و يا بواسطه چون دلالت آن بر آنكه او سبحانه حى است و موجود و سميع و بصير، و قوله:
١٠-
وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ كلامى است مستأنف و معطوف نيست بر خلق بجهت وقوع فصل بينهما بشيء كه آن خارج صله است، يعنى بيافريد حق سبحانه در زمين كوههاى بلند پايه را مِنْ فَوْقِها از زير زمين و فايده فوقيت آنست كه تا منافع آن معروض باشد از براى طلاب و ظاهر شود از براى نظار و آنچه در او است از وجوه استبصار كه از جمله آن عارف شدن بندگانست بآنكه ارض و جبال وضع اثقالست بر اثقال كه همه آن محتاجند بممسكى كه آن قادر على الاطلاق است جلت قدرته و عظمته وَ بارَكَ فِيها و بركت كرد در آن كوهها يعنى بسيار گرداند منافع
[١] در سوره اعراف و هم در سوره هود شرحى راجع بخلقت آسمانها و زمين در مدت شش روز و اختلاف مفسرين در معنى يَوْمِ نوشتيم و نيكوترين وجهى كه در تفسير فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ بنظر ميرسيد ذكر نموديم و اكنون بدين نكته اشاره ميكنيم كه حقتعالى در سوره اعراف و هود و فرقان و سجده و ق و حديد تصريح فرموده كه خلق آسمانها و زمين در شش روز بوده و از بعضى آيات مستفاد ميگردد كه آسمانها در دو روز و زمين نيز در دو روز آفريده شدند و در مدت دو روز نيز خلق مبادى ارزاق و تقدير اقوات اهل زمين بوده است مانند آيه ٨ و ٩ و ١١ در همين سوره بشرط آنكه فى اربعة ايام را متعلق به وَ قَدَّرَ فِيها تنها ندانيم بلكه با اعتبار خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها و بنا بر اين مفاد اين جمله چنين ميشود كه حقتعالى زمين را در دو روز آفريد و تقدير اقوات را نيز در دو روز كه مجموعا چهار روز ميشود و با دو روزى كه آسمانهاى هفتگانه را در آن آفريد مجموعا شش روز ميشود و اگر گفته شود پس چرا حقتعالى صريحا نفرمود (و قدر فيها اقواتها فى يومين) و فرمود فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ تا نيازمند بدين توجيه نشويم در پاسخ اين سؤال گوئيم تعبير باربعة ايام از جهت اشعار بآنست كه دو روز خلق اقوات بدو روز خلق زمين اتصال و پيوستگى داشت.