تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٩ - سوره غافر(٤٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
آورده و از عبادت فرعون دست باز داشته زبان ملامت بر او دراز كردند و گفتند عجب است از تو كه فرعون را ميگذارى و ديگرى را پرستش ميكنى حزبيل ديگر باره در صدد نصيحت در آمده گفت كه:
٤١- وَ يا قَوْمِ ما لِي باز تكرار ندا فرمود تا با وجود ايقاظ توبيخ ايشان نمايد بر قول فاسد و گفتار باطل كه آن خواندن ايشانست او را بكفر و شرك كه موصلست بعذاب ابدى و عقاب الهى و اسناد تعجب بخود نه بايشان بجهت تنبيه ايشانست بر وضوح حقيت قول خود بر وجهى كه گوئيا ايشان منكر آن نيستند بلكه عين عقيده ايشانست و انكارى كه از ايشان ميآيد كانه از قصور قوه مدركه او است حاصل كه حزبيل گفت ايشان را كه اى گروه من چيست مر او چه رسيد بمن كه أَدْعُوكُمْ ميخوانم شما را إِلَى النَّجاةِ بسوى فعلى كه سبب رهايى يافتن است از عذاب خدا و آن ايمان آوردنست باو و پيروى پيغمبر او وَ تَدْعُونَنِي و ميخوانيد شما مرا إِلَى النَّارِ بسوى عملى كه سبب وصولست بآتش دوزخ يعنى پرستش فرعون، پس تفسير دعوتين ميكند به اينكه:
٤٢- و تَدْعُونَنِي ميخوانيد مرا بكيش خود لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ تا كافر شوم بخداى وَ أُشْرِكَ بِهِ و شريك گردانم باو ما لَيْسَ لِي آن چيزى را كه نيست مرا بِهِ بخدايى او عِلْمٌ دانشى مراد نفى معلومست و اشعار بآنكه ثبوت الوهيت را ناچار است از برهان و صحيح نيست اذعان مگر از سر ايقان يعنى چون كه من علم بربوبيت غير او ندارم و بر معبوديت غير از او مراد ليلى نيست پس چگونه بوى ديگرى را شريك سازم وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ و من مىخوانم شما را إِلَى الْعَزِيزِ بخدايى كه غالبست يعنى قادر بر تعذيب كافران الْغَفَّارِ آمرزنده و محو كننده خطاياى اهل ايمان يعنى من شما را بكسى دعوت ميكنم كه مستجمع صفات الوهيت است از كمال قدرت و غلبيت و آنچه موقوفست بر آن از علم و اراده و تمكن بر مجازات و قدرت بر تعذيب و غفران و شما مرا بعبادت چيزى ترغيب ميكنيد كه از اين صفات معرى است و لهذا ايثار (ما) بر (من) نموده كه موضوعست از براى غير ذوى العقول تا تعريض باشد بر جهالت فرعون كه معبود ايشانست و تصريح بر بطلان جميع آلهه كه غير او سبحانهاند از حيوانات و جمادات.
٤٣- لا جَرَمَ كلمه لا از براى رد آن چيزيست كه كفار او را بآن دعوت ميكردند از عبادت فرعون و غير آن، و جرم فعل ماضى است بمعنى حق و وجب و فاعل آن قوله أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ يعنى نه آن چنانست كه شما مىگوييد بلكه ثابتست بىشبهه كه آنچه شما ميخوانيد مرا بسوى آن لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ نيست مر او را خواندن يعنى حق اينست كه آلهه شما را سزاوارى دعوى الوهيت نيست يا آنكه نيست فرعون را دعوت مستجابه يعنى دعوت او را استحقاق اجابت