تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٩ - سوره غافر(٤٠) آيات ١ تا ٩
عرش است و برخى ديگر صفزدگانند كه از صفوف خود زايل نمىشوند و اين رتبه حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ است و جماعتى ديگر تسبيح كنندگانند كه از آن ملال نمىيابند و ايشان صد هزار صف از ملائكهاند كه در پس حافين من حول العرش ايستادهاند و دستهاى راست بر چپ نهادهاند و دستهاى چپ را بر راست و هر يكى بلغتى بتسبيح او سبحانه مشغولند و خواب چشمها و سهو عقلها و سستى ابدان و غفلت نسيان مانع عبادت ايشان نمىشود زيرا كه اينها از لواحق اجسام حيوانيه است و ملائكه از آن مبرااند پس اين صفات از ايشان مسلوب باشد، و در روايت آمده كه حق سبحانه عرش را از يك جوهر سبز آفريده و ما بين هر قايمه عرش تا قايمه ديگر چندانست كه مرغ سريع السير بدويست هزار سال و بروايتى ديگر به هشتصد هزار سال قطع نتواند كرد و اين روايت اخير از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست، و در خبر آمده كه حق سبحانه چون عرش را ايجاد فرمود خطاب بجميع ملائكه نمود كه آن را بردارند ايشان از حمل آن عاجز گشتند پس بجبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل امر فرمود كه عرش را برداريد و بر دوش حمله نهيد جبرئيل يك گوشه بگرفت و گفت سبحان اللَّه و ميكائيل گوشه ديگر بگرفت و گفت الحمد للَّه و اسرافيل جانب ديگر را گرفت و گفت لا اله الا اللَّه و عزرائيل طرف ديگر را گرفت و گفت اللَّه اكبر عرش را برداشتند و بر دوش حمله نهادند و چون گرانى عرش بدوش حمله رسيد گفتند (لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم) آن گرانى بر ايشان آسان گشت پس هر بنده مؤمن كه يك بار اين كلمات بگويد ثواب حمله عرش جمله ملايكه در نامه اعمال او بنويسند و اثقال دنيا و آخرت بر او سبك گردد و مستغرق رحمت الهى گردد.
و جابر بن عبد اللَّه انصارى و لقمان بن عامر روايت كردهاند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده كه مرا اذن دادهاند كه بعضى از احوال عرش و حمله آن بشما بگويم بدانيد كه خداى تعالى عرش را از جوهر سبز خلق كرده و او را هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار [١] سراست بر هر سرى از آن هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار دهان بود و بر هر دهانى هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار زبان و از هر زبانى هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار لغت تسبيح خدا ميكند و ثواب آن را بامتان من مىدهند و عظمت آن بمثابهايست كه خرقائيل كه فرشتهايست كه او را هشتاد هزار پر است و از هر پرى تا پر ديگر او هشتاد هزار سال را هست بخاطر او گذشت كه طول عرش را بداند از خدا استعانت طلبيده تا پرهاى او را مضاعف گرداند خداى تعالى صد و شصت هزار پر باو
[١] از اين اعدادى كه در اين حديث مذكور است (بنا بر فرض صحت حديث) نبايد استبعاد كرد چه اينها از موجودات عالم ملكوتند و آن جهانيست لطيف و پهناور و وسيع بر خلاف عالم دنيا كه تنگ و تاريك و كثيف است و موجودات آن عالم را بدين عالم نتوان قياس كرد.