حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥ - ج - ادب سعى
سلطنت و ستايش، از آنِ اوست و او بر هر چيزى تواناست». اين كار را سه بار انجام مىداد و دعا مىخواند و مانند همين را در مَروه نيز انجام مىداد.
٥٥٧. صحيح مسلم- به نقل از جابر بن عبد اللّه، در يادكرد حجّ پيامبر خدا-: سپس از در مسجد الحرام به طرف صفا بيرون رفت. چون به صفا نزديك شد، آيه (صفا و مروه، از شعائر خداست) را خواند و فرمود: «به آنچه خدا آغاز كرده، آغاز مىكنم». پس، از صفا شروع كرد. بالاى آن رفت، تا آنجا كه خانه خدا را ديد.
سپس «لا إله إلّا اللّه» و تكبير گفت و فرمود: «هيچ معبودى جز خدا نيست، تنهاى بىشريك. سلطنت و ستايش، از آنِ اوست. زنده مىكند و مىميرانَد و او بر هر چيزى تواناست. معبودى جز خدا نيست. يكتاست، به وعدهاش عمل كرد و بندهاش را يارى رساند و به تنهايى گروهها [ى مشرك] را پراكنده ساخت».
سپس در اين فاصله دعا كرد و سه بار، آن را تكرار نمود.
آنگاه به سوى مروه فرود آمد، تا آنكه گامهايش در ريگزار ميانِ آن وادى (بين صفا و مروه) قرار گرفت، تا آنكه بالا رفت. رفت تا به مروه رسيد. بر فراز مروه هم، چنان كرد كه بر صفا. و پايان طوافش بر مروه بود.
٥٥٨. الكافى- به نقل از على بن نعمان، در حديثى كه سندش را به اهل بيت عليهم السّلام رسانده است-: امير مؤمنان عليه السّلام وقتى از صفا بالا مىرفت، رو به كعبه دستهايش را بالا مىبرد و مىگفت: «خدايا! همه گناهان مرا ببخشاى. اگر باز هم گناه كردم، تو هم باز ببخشاى. تو بخشاينده مهربانى. خدايا! با من چنان كن كه تو شايسته آنى.
اگر آنگونه كه تو شايسته آنى با من رفتار كنى، مرا مىآمرزى و اگر عذابم كنى، تو از عذابم بىنيازى، ولى من به رحمت تو نيازمندم. اى آنكه به رحمت او محتاجم! بر من رحم كن. خدايا! با من چنان مكن كه من، شايسته آنم، كه اگر