حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٧ - ب - پيدايش آن
عبد المطّلب، زمزم، بَرّه (پُرخير و سودمند)، مَضنونه (نفيس و ارزشمند)، رَواء (مايه سيرابى و آبرو)، شُبعه (سيركننده)، طعام، مَطعَم، شفاى بيمارى.
٢٣٨. امام صادق عليه السّلام: نامهاى زمزم، عبارتاند از: قدمگاه جبرئيل، آبخورى اسماعيل، چاه عبد المطّلب، زمزم، مورد بخل واقع شده، آبشخور، غذاى پربركت، و شفاى بيمارى.[١]
٢٣٩. امام صادق عليه السّلام- در يادكرد قصّه هاجر-: چون روز بالا آمد، اسماعيل، تشنه شد و آب طلبيد. هاجر در وادىِ محلّ سعى ايستاد و ندا داد: آيا در اين وادى، همدمى هست؟ و اسماعيل از چشم هاجر، پنهان بود.
هاجر، به بلندى صفا رفت. سراب وادى، در نظرش درخشيد و پنداشت كه آب است. به وادى، فرود آمد و دويد. چون به محلّ سعى رسيد، [هنوز] اسماعيل از نظرش ناپديد بود.
اينبار، سراب در سوى صفا بر او جلوه كرد. باز هم در پى آب، به وادى فرود آمد و باز هم اسماعيل از نظرش ناپديد بود. دوباره به صفا بازگشت و نگاه كرد.
اين كار را هفت بار انجام داد. نوبت هفتم كه او بر فراز مروه بود، به اسماعيل نگريست، درحالىكه از زير پايش آب، آشكار شده بود. [هاجر] بازگشت و ريگها را دور آن جمع كرد. چون آب در جريان بود، با آنچه اطرافش قرار داد، آب را جمع كرد. ازاينرو «زمزم»[٢] ناميده شد.
ب- پيدايش آن
٢٤٠. مسند ابن حنبل- به نقل از ابَىّ بن كعب-: چون جبرئيل عليه السّلام با پاشنه خود به زمزم زد، مادر اسماعيل، شنها را بر گرد آن، جمع كرد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «خداوند، هاجر، مادر اسماعيل، را رحمت كند! اگر زمزم را به حال خود گذاشته بود، به آبى
[١]. در معجم البلدان، نامهاى ديگرى همچون اين نامها براى زمزم، ذكر شده است: تُكْتَم( پنهان/ مكتوم)، شباعه( لبريز)، طَيبه، مكتومه، مكنونه، و چند نام ديگر كه جويندگان مىتوانند آنها را در كتاب سُبُل الهُدى و الرشاد ببينند. م.
[٢]. مادّه« زَمَّ» در عربى، به معناى: جلوى چيزى را گرفتن، نگه داشتن و جمع كردن است.