حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧ - ه - دعاهاى طواف
عبور كردم و رفتم و بر آن، دست نكشيدم. خود را به من رساند و گفت: اى ابا عبد اللّه! مگر نگفتى كه پيامبر خدا، در هر طواف واجب و مستحب، آن را لمس مىكرد؟
گفتم: «مردم براى پيامبر خدا جايگاهى مىديدند كه براى من نمىبينند. هرگاه به حجر الأسود مىرسيد، براى او راه باز مىكردند تا بر آن دست بكشد و من، فشار آوردن بر مردم را دوست ندارم».
٥٣٣. الكافى- به نقل از محمّد حَلَبى-: از امام صادق عليه السّلام درباره حجر الأسود پرسيدم كه:
اگر شلوغ بود و نتوانستم بر حجر الأسود دست بكشم [، تكليف چيست]؟
فرمود: «پيرمرد و ناتوان و بيمار، رخصت دارند. دوست ندارم كه دست كشيدن بر آن را رها كنى، مگر آنكه چارهاى نداشته باشى».
٥٣٤. الكافى- به نقل از محمّد بن عبيد اللّه-: از امام رضا عليه السّلام درباره حجر الأسود پرسيدند كه: آيا اگر مردم، بسيار بودند، براى لمس حجر الأسود، بايد با آنان ستيزه كرد؟
فرمود: «هرگاه چنين بود، پس با دستت به آن، اشاره كن».
ه- دعاهاى طواف
٥٣٥. مسند ابن حنبل- به نقل از عبد اللّه بن سائب-: پيامبر خدا را بين رُكن يمانى و حجر الأسود ديدم كه مىگفت: (پروردگارا! در دنيا به ما نيكى عطا كن و در آخرت هم به ما نيكى عطا كن و ما را از [آتش] دوزخ، نگه دار).
٥٣٦. كنز العمّال- به نقل از ابن مسعود-: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كعبه را طواف كرد. سپس دست بر آن گذاشت و چنين دعا كرد: «خدايا! خانه، خانه توست و ما، بندگان توييم و پيشانى (اختيار) ما، در دست توست و رفت و آمد ما، در قبضه قدرت توست. اگر عذابمان كنى، به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشايى، به سبب رحمت توست. حجّ خود را بر هركس كه راهى [و توانى براى رفتن] به سوى آن داشته باشد، واجب ساختى. ستايش تو راست كه براى ما اين راه را قرار دادى.