حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧ - ١ استحباب استلام
د- استِلام حجر و آداب آن
١. استحباب استلام
٥١١. امام صادق عليه السّلام: پيامبر خدا، در هر طواف واجب و مستحب، بر حجر الأسود، دست مىكشيد.
٥١٢. المستدرك على الصحيحين- به نقل از جابر بن عبد اللّه-: روز برآمده بود كه وارد مكّه شديم. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كنار درِ مسجد آمد، شترش را خوابانْد، سپس وارد مسجد شد.
از حجر الأسود، آغاز كرد و بر آن دست كشيد و چشمانش پُر از اشك شد.
سپس، سه دور را هَروَلهكنان و چهار دور را [معمولى] پيمود تا فارغ شد. پس از فراغت، حجر الأسود را بوسيد، دستانش را بر آن نهاد و سپس به صورتش كشيد.
٥١٣. سنن ابن ماجة- به نقل از ابن عمر-: پيامبر خدا، رو به حجر الأسود كرد، لبهاى خود را بر آن نهاد و بسيار گريست. سپس روى برگردانْد، عمر بن خطّاب را ديد كه مىگِريد. فرمود: «اى عمر! اينجاست كه اشكها بايد بريزد!».
٥١٤. مسند أبى يعلى- به نقل از ابن عمر-: پيامبر خدا را ديدم كه بر حجر الأسود، دست مىكشيد. از آن پس بر حجر الأسود نگذشتم، مگر آنكه من هم بر آن دست كشيدم.
٥١٥. الكافى- به نقل از معاوية بن عمّار-: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: مردى حج انجام داده، ولى بر حجر الأسود، دست نكشيده است. فرمود: «اين، مستحبّ است. اگر نتواند، خداوند، به عذرپذيرى شايستهتر است».
ر. ك: ص ١٨١ (ركن يمانى).