حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٧ - الف - وداع با خانه خدا
پرسيد: «آنگاه كه قربانىات را سر بُريدى، نيّت كردى كه گلوى طمع را با حقيقتِ وَرَع و پرهيزگارى بُريدى و از سنّت ابراهيم عليه السّلام پيروى كردى كه فرزندش، ميوه دلش و گل خوشبوى قلبش را به قربانگاه آورد و آن را سنّتى براى آيندگان و وسيلهاى براى تقرّب به خداوند براى نسلهاى بعد، قرار داد؟».
گفت: نه.
پرسيد: «چون به مكّه بازگشتى و طواف كوچ كردى، نيّت كردى كه از رحمت خدا كوچ كرده، به طاعت او باز گردى و به مودّت او چنگ زدى و واجبات الهى را ادا كردى و به قرب خدا رسيدى؟».
گفت: نه.
امام زين العابدين عليه السّلام به او فرمود: «پس نه به مِنا رسيدهاى، نه سنگريزه پرتاب كردهاى، نه سرت را تراشيدهاى، نه اعمال حجّ خود را انجام دادهاى، و نه در مسجد خَيْف، نماز خواندهاى و نه طواف كوچ به جا آوردهاى و نه به قرب خدا رسيدهاى! برگرد؛ زيرا تو حج به جا نياوردهاى!
شبلى، شروع به گريستن كرد، به خاطر آن كوتاهىهايى كه در حجّش كرده بود و همواره مىآموخت، تا آنكه سال بعد، با شناخت و يقين، حج به جا آورد.[١]
٤/ ٤ آنچه پس از حج، شايسته است
الف- وداع با خانه خدا
٧٣٥. الكافى- به نقل از ابو اسماعيل-: به امام صادق عليه السّلام گفتم: فدايت شوم! هماينك، در حال خروج از مكّهام. با خانه خدا، از كجا خداحافظى كنم؟
[١]. قابل ذكر است كه، اوّلًا: راوى منحصر به فرد اين حديث، نوه محدّث جزائرى، عبد اللّه بن نور الدين بن نعمة اللّه موسوى، مؤلّف كتاب التحفة السنية، شرح كتاب النخبةى فيض كاشانى است. خود او در آغاز حديث، نوشته است:« در چند جا اين حديث را يافتم. موثّقترين آنها مُرسلى است به خطّ يكى از مشايخ معاصر». اين حديث، در اصطلاح حديث، و جاده مجهولِ مُرسل، ناميده مىشود.
و ثانياً: شَبْلى، لقبى است كه به تعدادى گفته شده كه قديمىترين آنها، ابو بكر دُلَف بن جحدر است كه در سال ٣٣٤ ق، درگذشته است، يعنى حدود دو قرن پس از وفات امام زين العابدين عليه السّلام. ديگرانى هم به اسم شبلى بودهاند كه هيچيك از امام زين العابدين عليه السّلام روايت نكردهاند.
و ثالثاً: هركس در اين روايت دقّت كند، آن را حاوى نكتههاى تربيتى جذّابى مىيابد؛ امّا از سنخ سخنان اهل بيت عليهم السّلام نيست و ازاينرو، ممكن است گفته برخى از عارفان باشد كه به تدريج به امام زين العابدين عليه السّلام نسبت داده شده است.