حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - حديث
باشيد. نيكى آن نيست كه اسب و شتر را تند برانيد».
نديدم كه مَركب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گامهايش را به تاخت، بالا آورد و بدود، تا آن كه به جمع[١] رسيد.
٦٠٦. صحيح البخارى- به نقل از ابن عبّاس-: روز عرفه، همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از عرفات كوچ كردم. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پشتِ سرش سر و صداى بسيارى شنيد كه بر شتران مىزدند و سر و صدا مىكردند. با شلّاقى كه در دستش بود، به آنان اشاره كرد و فرمود: «اى مردم! آرامش داشته باشيد. نيكى، در تند تاختن نيست».
٦٠٧. الكافى- به نقل از معاوية بن عمّار-: امام صادق عليه السّلام فرمود: «مشركان، پيش از غروب آفتابْ كوچ مىكردند؛ ولى پيامبر خدا با آنان، مخالفت كرد و پس از غروب، كوچ كرد».
[سپس] امام صادق عليه السّلام فرمود: «خورشيد كه غروب كرد، با آرامش و وقار، همراه مردم، كوچ كن و از خداوند، آمرزش بخواه، كه خداوند مىفرمايد: (آنگاه از آنجا كه مردم كوچ مىكنند، كوچ كنيد و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا، آمرزنده و مهربان است).
چون به كثيب الأحمر[٢] در سمت راست جاده رسيدى، بگو:" خدايا! بر موقفم رحمت آور و علمم را افزون كن و دينم را به سلامت بدار و عباداتم را بپذير". و مبادا تند بتازى، آنگونه كه بسيارى از مردم مىكنند، چرا كه پيامبر خدا فرموده است:" حج، اسب تاختن و شتر دواندن نيست. از خدا پروا كنيد و نيكو سير كنيد، ضعيف و مسلمانى را زيرِ پا قرار ندهيد و در رفتن، ميانهرو باشيد".
[١]. امام صادق عليه السّلام فرمود: به مشعر،« جمع» گفته مىشود، چون حضرت آدم عليه السّلام بين نماز مغرب و عشاء جمع كرد. و« ابطح» گفته مىشود، چون آدم عليه السّلام مأمور شد در مسيلِ مشعر، تا طلوع صبح بماند. سپس مأمور شد كه از كوهِ مشعر بالا رود و چون خورشيد بر او تابيد، به گناهش اعتراف كند و آدم عليه السّلام چنان كرد و اين اعتراف سنّتى در ميان فرزندانش قرار داده شد. سپس آدم عليه السّلام قربانى كرد، خداوند آتشى از آسمان فرستاد و قربانى آدم عليه السّلام را گرفت.
[٢]. نام كوهى است كه مشركان براى تماشاى لشكر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در فتح مكّه، بالاى آن رفته بودند.