حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - نام هاى مكه نزد تاريخ نگاران و زبان شناسان
احاديث، دو وجه نامگذارى به «مكّه» را بيان نمودهاند: نخست به سبب گسترده شدنِ (مكّ) زمين از شهر مكّه و ديگر به جهت كف و سوت زدن (مُكاء) عرب جاهلى به هنگام زيارت كعبه.
و در وجه نامگذارى به «بكّه»، برخى احاديث به اين نكته اشاره كردهاند كه اين اسم، در واقع، نام محلّ كعبه است و هرگاه براى شهر مكّه به كار رود، از قرينههاى سخن، مىتوان پى برد كه مقصود اصلى گوينده، گرداگرد كعبه در مسجد الحرام است و اين، با ريشه لغوى آن نيز سازگار است؛ زيرا «بَكّ» به معناى ازدحام است كه در پيرامون كعبه رخ مىدهد.
وجه نامگذارى مكّه به ديگر نامها، در احاديث باب، گذشت.
نامهاى مكّه نزد تاريخنگاران و زبانشناسان
كمتر شهرى به اندازه مكّه شاهد اين همه بحث و نظر در تعداد نامها و اشتقاق آنها نزد مورّخان و زبانشناسان بوده است،[١] تا آنجا كه برخى مورّخان، بيش از سى نام براى آن برشمردهاند[٢] و گفتوگوها و نظرهاى گوناگونى ميان زبانشناسان در مورد اصل اشتقاق بيشتر نامهاى آن، بويژه «مكّه» و «بكه»، پديد آمده است؛[٣] ولى با توجه به آنچه از احاديث اهل بيت عليهم السّلام در اين بحث آمد، نياز به درازگويى و آوردن گفتههاى آنان نيست و تنها به ذكر برخى ديگر از نامهاى مهمّ مكّه بسنده مىكنيم، همچون: «المَعاد»، «الصَّلاح»، «كوثى»، «الحاطمة»، «الرأس» و «القادس».[٤]
شايد سبب فراوانى نامهاى مكّه، اهميّت اين شهر در نزد همه قبيلههاى گوناگون عرب باشد كه هريك با نام خاصّى از اين نامها، آن را مىشناختند.
[١]. شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام: ج ١ ص ٤٧، المفصل في تاريخ العرب: ج ٤ ص ٥، تاريخ امراء مكّة المكرمة:
ص ١٣- ١٨.
[٢]. الجامع اللطيف: ص ١٦٢. نيز، ر. ك: اخبار مكّة، ازرقى: ج ١ ص ٢٨٣.
[٣]. لسان العرب: ج ١٠ ص ٤٠٢ و ٤٩١، مفردات ألفاظ القرآن: ص ١٤٢ و ٧٧٢، العين: ص ٩٢، النهاية: ج ١ ص ١٥٠.
[٤]. أخبار مكّة، ازرقى: ج ١ ص ٢٨٠- ٢٨٢، أخبار مكّة، فاكهى: ج ٢ ص ٢٨٠، تاريخ امراء مكّة المكرمة:
ص ١٨.