حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - ٢ چگونگى لبيك گويى
٢. چگونگى لبّيكگويى
٤٥٣. صحيح البخارى- به نقل از عبد اللّه بن عمر-: لبيكگويى پيامبر خدا چنين بود:
«خداوندا! گوش به فرمانم. گوش به فرمانم. تو را شريكى نيست. گوش به فرمانم. ستايش و نعمت و حكمرانى قطعاً از آنِ توست. شريكى برايت نيست».
٤٥٤. امام صادق عليه السّلام: چون پيامبر خدا به بَيداء[١]- در يك ميلى مكّه- مىرسيد، شترى نزديكش مىآوردند. سوار آن مىشد و چون شتر به حركت مىافتاد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لبيكهاى چهارگانه را چنين مىگفت: «لبّيك، اى خدا، لبّيك! لبّيك! تو شريكى ندارى. ستايش و نعمت و فرمانروايى، از آنِ توست. شريكى براى تو نيست».
٤٥٥. امام صادق عليه السّلام: پيامبر خدا چون لبّيك گفت، فرمود: «لبّيك! اى خدا، لبّيك! لبّيك! تو شريكى ندارى. لبّيك! همانا ستايش و نعمت و فرمانروايى، از آنِ توست.
تو شريكى ندارى. لبّيك! اى صاحب والايىها، لبّيك!».
ايشان «اى صاحب والايىها!» را زياد مىفرمود و هرگاه به سوارهاى بر مىخورد، يا به بالاى تپّهاى مىرسيد، يا به دشتى سرازير مىشد و [نيز] آخر شب و پس از نمازها لبّيك مىگفت.
٤٥٦. السنن الكبرى- به نقل از خُزَيمة بن ثابت-: هرگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از لبيكگويى فارغ مىشد، از خداوند، رضوان و آمرزش، مىطلبيد و از آتش دوزخ به
[١]. نام سرزمينى با خاك نرم، ميان مكّه و مدينه است كه به مكّه نزديكتر است.