حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧ - ب - ميهمان خداى سبحان
ب- ميهمان خداى سبحان
٣٨٠. الخرائج و الجرائح- از آنچه خداوند سبحان به آدم عليه السّلام وحى كرد-: منم خداى صاحب بَكّه. اهل آن، همسايگان مناند و زائرانش، ميهمانان من. [آنجا] را با آسمانيان و زمينيان، آباد مىكنم. گروهگروه، ژوليده و غبارآلود، به زيارت آن مىآيند و با تكبير و لبّيكگويى، به درگاه خداوند مىنالند.
پس هركه به قصد زيارت آيد و جز آن نيّتى نداشته باشد، مرا ديدار كرده و او ميهمان من است و بر من نازل شده و سزاوار است كه با كرامتهاى خود به او هديه دهم.
٣٨١. الأمالى، صدوق- به نقل از خالد بن رِبعى-: امير مؤمنان براى كارى كه داشت، وارد مكّه شد. باديهنشينى را ديد كه به پردههاى كعبه درآويخته و چنين مىگويد: اى صاحب خانه! خانه، خانه تو و ميهمان، ميهمان توست و هر ميهمانى از ميهمانىاش بهرهاى دارد. پس امشب نصيب مرا، آمرزشم قرار ده. پس امير مؤمنان به اصحابش فرمود: «آيا سخن باديهنشين را مىشنويد؟».
گفتند: آرى.
فرمود: «خداوند، بزرگوارتر از آن است كه ميهمانش را رد كند».
٣٨٢. امام صادق عليه السّلام: ميهمان خداوند، كسى است كه به حج و عمره برود.
او تا به خانهاش برگردد، ميهمان خداست.
٣٨٣. امام صادق عليه السّلام- در عرفات-: خدايا! ... من ميهمان توام. پس بهرهام را در اين شب، بهشت قرار ده.
٣٨٤. امام صادق عليه السّلام- در پاسخ كسى كه از ايشان پرسيد: چرا روزه در ايّام تشريق، مكروه است؟-: چرا كه اين گروه، زائران خدا و در ميهمانى اويند و سزاوار نيست كه ميهمان، نزد كسى كه به زيارتش رفته و او را ميهمان كرده است، روزه بگيرد.