حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٥ - ٥/ ٤ فضيلت حج نيابتى
مىافكنى، نُه حج خواهد بود».
٧٨١. الغيبة، نعمانى- به نقل از حازم بن حبيب-: خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم و گفتم:
خدا خيرت دهد! پدر و مادرم از دنيا رفتهاند و حج انجام ندادهاند. خداوند هم به من روزى داده و احسان كرده است. درباره حج از طرف آن دو، چه نظر مىدهى؟
فرمود: «چنين كن. اين حج، براى آن دو، گوارا [و شادىبخش] خواهد بود».
٧٨٢. رجال الكشّى- به نقل از فضل بن هشام هروى-: برايم گفته مىشد كه محمودى[١] بسيار به حج مىرود. از او پرسيدم كه چند بار به حج رفته است. تعداد آنها را به من نگفت و گفت: الحمد للَّه، بسيار نصيبم شده است.
گفتم: از طرف خودت، حج به جا مىآورى يا به نيابت از ديگرى؟
گفت: بعد از حجّ واجب، از طرف ديگران، حج مىگزارم. از طرف پيامبر خدا، حج مىگزارم و آنچه را كه خداوند به من جايزه داده است، براى دوستان او قرار مىدهم و آنچه را كه خداوند بر اين كارم به من پاداش دهد، به زنان و مردان باايمان مىبخشم.
گفتم: در حجّ خود چه مىگويى؟
گفت: مىگويم: خدايا! از سوى پيامبرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله احرام مىبندم و جزاى خودم را از سوى تو و او، براى اولياى پاك تو قرار مىدهم و پاداش اين هديهام را به بندگانِ مؤمن تو، هديه مىكنم، براساس كتاب تو و سنّت پيامبرت ...» تا آخر دعا.
[١]. محمودى، از بزرگان معاصرِ امام عسكرى عليه السّلام بوده و ايشان، در نامهاش به اسحاق بن اسماعيل مىنويسد:« اين را براى محمودى هم بخوان- خدا عافيتش دهد-. چه قدر او را به خاطر طاعتش مىستاييم!». نيز محمودى خود مىگويد: امام جواد عليه السّلام پس از وفات پدرم براى من نوشت:« پدرت از دنيا رفت. خدا از او و از تو راضى باد! او نزد ما همچنان بر حالتى پسنديده است و تو از اين حال، هرگز دور نخواهى شد».