حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩ - ٢/ ٢ محدوده مسجد الحرام
بخشى از خانهها و آستانههايشان را خواستم تا به مسجد بيفزاييم؛ ولى ندادند.
اين مرا به شدّت اندوهگين ساخت.
امام صادق عليه السّلام فرمود: «آيا اين تو را غمگين مىسازد، درحالىكه حجّت (دليلِ) تو بر آنان در اين مسئله آشكار است؟».
گفت: چگونه بر آنان استدلال آورم؟
فرمود: «به وسيله كتاب خدا».
گفت: با كجاى قرآن؟
فرمود: «اين سخن خدا: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ. خداوند [در اين آيه] خبر داده است كه: همانا اوّلين خانهاى كه براى مردم نهاده شد، همان خانهاى است كه در مكّه است. اگر آنان پيش از كعبه در آنجا ولايت (مالكيّت) داشتهاند، آستانهها از آنِ آنان است؛ امّا اگر خانه خدا پيش از آنان بوده است، آستانه كعبه، متعلّق به آن است».
منصور، آنان را فراخواند و با اين آيه بر آنان احتجاج كرد. به او گفتند: آنچه دوست دارى، انجام بده.
١٠٤. تفسير العيّاشى- به نقل از حسن بن على بن نعمان-: مهدى عبّاسى، چون مسجد الحرام را توسعه داد، خانهاى در گوشه مسجد ماند. از صاحبان آن خواست؛ ولى ندادند. در اينباره از فقيهان پرسيد. همه گفتند: سزاوار نيست چيزى را به غصب، جزء مسجد الحرام كنند.
على بن يقطين به او گفت: اگر در اين مسئله براى موسى بن جعفر عليه السّلام بنويسى، او در اينباره راه حلّ درست را خواهد گفت.
[مهدى عبّاسى] به والى مدينه نوشت كه از موسى بن جعفر بپرسد كه: درباره خانهاى كه مىخواهيم داخل در مسجد الحرام كنيم، ولى صاحب آن نمىدهد، راه چاره چيست؟
والى، مسئله را به موسى بن جعفر گفت.
امام عليه السّلام فرمود: «آيا حتماً بايد جواب داد؟».
گفت: آرى؛ چارهاى نيست.
فرمود: «بنويس:" بسم اللّه الرحمن الرحيم. اگر كعبه بر مردم وارد شده است،