حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - ٤/ ٤ حجر اسماعيل و آداب آن
ابن هشام گفت: چون به مكّه رسيدم و تصميم بر آن شد كه حجر الأسود را به جاى خود بازگردانند، مَبلغى به خُدّام خانه خدا دادم كه توانستم جايى باشم كه قراردهنده حجر الأسود را بر جايش ببينم. كسى را هم از خدّام، قرار دادم كه مانع فشار مردم بر من شود.
هركس كه مىخواست حجر الأسود را بر جاى خود نهد، مىلرزيد و قرار نمىگرفت. جوانى گندمگون و زيباروى آمد و آن را گرفت و در جايش نهاد كه قرار گرفت، چنانكه گويا اصلًا از جايش جدا نشده است. صداها برخاست. آن جوان خواست كه از در مسجد بيرون رود. از جايم برخاسته در پى او رفتم و مردم را از راست و چپ خود كنار مىزدم، تا آنجا كه پنداشتند ديوانهام. مردم برايم راه مىگشودند و چشمم از او جدا نمىشد، تا آنكه از مردم، جدا شد. من در پى او شتاب مىكردم و او آرام مىرفت و من به او نمىرسيدم. چون به جايى رسيدم كه جز من كسى نبود كه او را ببيند، ايستاد و رو به من كرد و فرمود: «آنچه همراه دارى، بده». نامه را به او دادم. بىآنكه به آن بنگرد، فرمود: «به او بگو: از اين بيمارى، هراسى نداشته باش. مرگ تو نيز پس از سى سال خواهد بود».
مدهوش شدم. توان حركت نداشتم و او مرا گذاشت و برگشت.
٤/ ٤ حِجْر اسماعيل و آداب آن[١]
١٩٨. امام صادق عليه السّلام: حجر، خانه اسماعيل است و قبر هاجر و اسماعيل در آن قرار دارد.
١٩٩. امام صادق عليه السّلام: اسماعيل- كه درود خدا بر او باد- در صد و سى سالگى از دنيا
[١]. ر. ك: آخر كتاب( نقشه شماره ٥).