حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٥ - ب - آداب ورود
دارم و نه بهانهاى. اى كه اينگونهاى، از تو مىخواهم كه خواستهام را عطا كنى، لغزشم را ببخشايى و مرا رنجور و تهىدست و ناكام برنگردانى، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ! براى خواستهاى بزرگ، به تو اميد بستهام. از تو مىخواهم- اى بزرگ- كه گناه بزرگ مرا ببخشايى. جز تو معبودى نيست».
و با كفش وارد كعبه نمىشوى، و آب دهان و بينى در آن نمىافكنى. و پيامبر خدا، جز روز فتح مكّه، وارد آن نشد.
١٥٠. تهذيب الأحكام- به نقل از ذَريح-: در كعبه، درحالىكه امام صادق عليه السّلام در سجده بود، شنيدم كه چنين مىگفت: « [خداوندا!] خشم تو را جز بردبارىات برنمىگرداند و جز رحمت تو پناهدهندهاى از عذابت نيست. نجوايى با تو نيست، جز تضرّع به درگاهت. بر من گشايشى عطا كن- اى خداى من- با آن قدرتى كه مردگان را با آن زنده مىكنى و آبادىهاى مرده را حيات مىبخشى و مرا- اى خداى من- از اندوه، نميران تا دعايم را اجابت كنى و اجابت را به من بشناسانى.
خدايا! تا فرصتِ پايانىام، مرا عافيت، روزى كن و مرا مايه شماتت دشمن قرار مده و او را بر من مسلّط نكن. اگر تو مرا فرو نهى، كيست كه مرا رفعت بخشد؟ و اگر مرا بلند كنى، كيست كه مرا پَست كند؟ و اگر هلاكم كنى، كيست كه درباره بندهات چيزى با تو بگويد، يا از كارت بپرسد؟ همانا دانستهام- اى خداى من- كه نه در حكم تو، ستم است و نه در انتقامت، شتاب. كسى در انتقام، شتاب مىكند كه بيمِ از دست رفتن داشته باشد و ناتوان است كه نيازمند ستمگرى است و تو- اى خداى من- از اين، پاك و والايى.
خدايا! مرا آماج بلا و هدف انتقامت قرار مده و مرا با خودم مهلت بده و از خطايم درگذر و دستم را نااميدانه به گردنم باز مگردان و پياپى بر من بلا نفرست، كه مىبينى ضعيف و به درگاهت نالانم و از مردم هراسان و به تو همدمم.