حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ٥/ ٣ حج پيامبر صلى الله عليه و آله
پشمين، كه زمام شترش از ليف خرماست، لبّيكگويان از اين وادى مىگذرد».
٧٧٢. امام صادق عليه السّلام: موساى پيامبر عليه السّلام بر كنارههاى رَوحاء، گذر كرد، درحالىكه بر شترى سرخمو كه زمامش از ليف خرما بود، سوار بود و بر دوشش دو عباى قَطوانى بود و مىگفت: «لبّيك! اى بزرگوار، لبّيك!».
و يونس بن مَتّى عليه السّلام بر كنارههاى رَوحاء گذر كرد، درحالىكه مىگفت:
«لبّيك! اى برطرفكننده اندوههاى بزرگ، لبّيك!».
عيسى بن مريم عليه السّلام بر كنارههاى رَوحاء گذشت، درحالىكه مىگفت: «لبّيك، بندهات و فرزند بندهات، لبّيك!».
و محمّد صلّى اللّه عليه و آله بر كنارههاى رَوحاء، گذر كرد، درحالىكه مىگفت: «لبّيك! اى دارنده همه تعالىها، لبّيك!».
٥/ ٣ حجّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
٧٧٣. تهذيب الأحكام- به نقل از معاوية بن عمّار-: امام صادق عليه السّلام فرمود: پيامبر خدا، ده سال در مدينه ماند و حج نگزارد. سپس خداوند، اين آيه را نازل فرمود: (ميان مردم، اعلامِ حج كن، تا مردم، پياده و سوار بر هر مَركب لاغر، از هر راه دورى بيايند). پس به [جارچيان] دستور داد با رساترين صدايشان اعلام كنند كه:
پيامبر خدا، امسال به حج مىرود.
اين را همه مردم مدينه و كوهنشينان و باديهنشينان دانستند. پس گِرد آمدند.
پيامبر خدا نيز حج گزارد. آنان، تابع و منتظر فرمان بودند تا پيروى كنند، يا اين كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كارى كند تا آنان هم همان كار را انجام دهند.