حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦١ - حديث
جعفر بن محمّد عليهما السّلام نبود، مردم، مناسك حجّ خود را نمىدانستند.
٦٩٤. امام صادق عليه السّلام: در عرفات مىگويى: «خدايا! من، بنده و غلام توام. موهاى جلو سر (اختيارِ) من، در دست توست و اجَل من، وابسته به علم توست. از تو مىخواهم مرا به آنچه تو را از من خشنود مىسازد، توفيق دهى و مناسك مرا، آنچنانكه به دوستت ابراهيم عليه السّلام نشان دادى و محبوبت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را بر آن، ره نمودى، از من بپذيرى.
٦٩٥. امام صادق عليه السّلام: چون زمانى رسيد كه خدا مىخواست توبه آدم عليه السّلام را بپذيرد، جبرئيل عليه السّلام را نزد او فرستاد. جبرئيل عليه السّلام گفت: «سلام بر تو- اى آدم- كه بر آزمون و گرفتارى خود، شكيبايى كردى و از خطاى خود، توبه كردى! خداوند، مرا به سوى تو فرستاده است تا اعمال و عباداتى را كه خدا مىخواهد به سبب آنها توبه تو را بپذيرد، به تو بياموزم».
پس جبرئيل عليه السّلام دست آدم عليه السّلام را گرفت و او را به محلّ كعبه آورد. ابرى از آسمان، فرود آمد و بر جاى كعبه، سايه انداخت. جبرئيل عليه السّلام گفت: «با پايت آنجا را كه ابر، بر آن سايه افكنده، علامت بگذار، كه آن، قبله تو و آخرين فرد از فرزندانِ توست».
آدم عليه السّلام با پاى خود، آنجا را كه ابر بر آن سايه افكنده بود، علامت گذاشت.
سپس او را به مِنا بُرد و مسجد مِنا را نشانش داد. پس با پايش علامت گذاشت و نقشه مسجد الحرام را [كشيد و] امتداد داد، پس از آنكه جاى كعبه را علامتگذارى كرد. سپس او را از مِنا به عرفات برد و او را بر مكان اعتراف (عرفات)، اقامت داد و گفت: «چون خورشيد غروب كرد، هفت بار به گناه خود، اقرار كن و هفت بار از خدا آمرزش و توبه بخواه».
آدم عليه السّلام چنان كرد و ازاينرو، آنجا به «مُعَرَّف»، نام نهاده شد، چون آنجا آدم به گناه خود، اقرار كرد و براى فرزندان او سنّت شد كه به گناهانشان اعتراف كنند، آنگونه كه آدم اعتراف كرد و توبه بطلبند، آنگونه كه آدم طلبيد.
سپس جبرئيل عليه السّلام به او فرمان داد تا از عرفات، كوچ كرد و بر كوههاى هفتگانه