حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤١ - ح - حضور همه ساله امام زمان عليه السلام در حج
برخاستم. به من فرمود: «اى حسن! در مدينه، ملازم خانه جعفر بن محمّد عليهما السّلام باش و فكر آب و غذا و لباس مباش».
سپس نوشتهاى به من داد كه در آن «دعاى فرج» و صلوات بر ايشان بود و فرمود: «با اين دعا مرا بخوان و اينگونه بر من صلوات بفرست و جز به دوستان خاصّ من، به كسى مده. همانا خداوند، توفيقت خواهد داد».
٣٢٢. الغيبة، طوسى- به نقل از محمّد بن احمد انصارى-: [در مكّه] كنار مستجار بودم.
گروهى حدود سى نفر مرد نيز بودند و جز محمّد بن قاسم علوى، هيچيك از آنان، مُخلِص (شيعه) نبود.
درحالىكه ما در اين شرايط در روز ششم ذى حجّه سال ٢٩٣ بوديم، جوانى از طواف بيرون آمد كه دو جامه احرام بر تن داشت و كفشهايش در دستش بود.
چون او را ديديم، از هيبت او همه ما بدون استثنا برخاستيم. او بر ما سلام كرد و ميان ما نشست و ما پيرامون او بوديم. سپس به راست و چپ نگاه كرد و گفت:
«آيا مىدانيد [امام] صادق عليه السّلام در دعاى الحاح چه مىگفت؟».
گفتيم: چه مىگفت؟
فرمود: «مىگفت:" پروردگارا! تو را به نامى مىخوانم كه آسمان و زمين به سبب آن نام، برپاست و به وسيله آن، ميان حق و باطل را جدا مىكنى و با آن، پراكندهها را گِرد مىآورى و با آن، گِردآمدهها را مىپراكنى و با آن، عدد ريگها و وزن كوهها و اندازه درياها را مىشمارى. تو را مىخوانم كه بر محمّد و دودمان محمّد درود فرستى و براى من در كارم گشايشى قرار دهى"».
سپس برخاست و وارد طواف شد. با برخاستن او، ما نيز برخاستيم تا آنكه برگشت. از يادمان رفت كه حال او را يادآور شويم و بگوييم كه او كيست و چيست، تا فردا همان وقت كه باز از طواف به طرف ما آمد. مثل ديروز براى او برخاستيم و در جاى خود، ميان ما نشست. نگاهى به راست و چپ كرد و گفت: