حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٩ - ج - آداب خروج
١٥٣. الكافى- به نقل از ابو حمزه-: امام زين العابدين عليه السّلام را شب، در آستانه كعبه ديدم كه نماز مىخواند. نماز را آنقدر طول داد كه گاهى تكيه به پاى راست خود داشت و گاهى بر پاى چپ. سپس شنيدم كه با صدايى گويا، گريان مىگفت: «سَرور من! آيا عذابم مىكنى، درحالىكه عشق تو در دل من است؟ به عزّتت سوگند، اگر چنين كنى، بين من و كسانى جمع مىكنى كه زمانى طولانى، من به خاطر تو با آنان دشمنى كردهام!».
١٥٤. الكافى- به نقل از يونس بن يعقوب-: امام صادق عليه السّلام را ديدم كه داخل كعبه شد و خواست بين دو ستون برود؛ ولى نتوانست. پس پايينتر از آن، نماز خواند و رفت تا آنكه از مسجد بيرون شد.
١٥٥. الكافى- به نقل از معاوية بن عمّار-: عبد صالح (امام كاظم عليه السّلام) را ديدم كه وارد كعبه شد و بر سنگ سرخ، دو ركعت نماز گزارد. سپس ايستاد و روى به ديوارِ ميان ركن يمانى و غربى كرد. دستش را بر آن نهاد، به آن چسبيد و دعا كرد. سپس به سوى ركن يمانى رفت و به آن چسبيد و دعا كرد. سپس به طرف ركن غربى آمد و سپس خارج شد.
ج- آداب خروج
١٥٦. الكافى- به نقل از عبد اللّه بن سنان-: از امام صادق عليه السّلام درحالىكه از كعبه بيرون مىآمد، شنيدم كه مىگفت: «اللّه أكبر، اللّه أكبر» تا سه بار. سپس گفت: «خدايا! آزمايش ما را به مشقّت ميفكن. پروردگارا! دشمنانمان را به شماتت ما مگمار؛ زيرا تنها تويى كه زيان و سود مىرسانى».
سپس فرود آمد و كنار نردبان نماز خواند، درحالىكه نردبان را سمت چپ خود قرار داده و رو به كعبه بود و ميان او و كعبه كسى حايل نبود. سپس