تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - تقريرى ديگر در نفى جبر و تفويض
تقريرى ديگر در نفى جبر و تفويض
بيان ديگر براى قضيه
«لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الأمرين»
اين است كه: براى انسان دو قسم فعل است: يكى از روى اراده و ديگرى بدون اراده.
قسم اول گاهى تصورات عقليه و صور كليه است كه در مرتبه عقلانى مىباشند و گاهى تصورات جزئيه است كه در مرتبه خيال يا وهم مىباشند و گاهى مانند رؤيت بصرى و استماع سمعى و غير آنها از حركات و حسيات در مرتبه خارج و شهود مىباشد.
اگر كسى از ادراكات انسانى تنها ادراك بصرى را ببيند و از سرّ غيب انسانى غافل بوده و آن مرتبه باطنى و تجردى انسان را نبيند او آنچه درباره انسان مىبيند همين نشئه ظاهرى است و از هيچ نهانى در پشت پرده اعضا مطلع نيست و فقط سمع و بصر و گوشت و رگ و خون مىبيند و غير از اين قشر، لبّ و مغزى را درك نمىكند. چنين آدمى همه ادراكات را به همين قواى ظاهرى استناد داده و مىگويد: چشم و جليدتين و گوش و صماخ مىبينند و مىشنوند.
اگر در نظر كسى همه اين كثرات گسيخته و پرده از جلوى نظرش برداشته شود، هر چه مىبيند سرّ و غيب و مرتبه تجردى نفس و بساطت و وحدت آن است و به كلى از اين مجالى و مظاهر غافل بوده و چشم و بصر و گوش و صماخ و زبان را هر گز نمىبيند و لذا هر فعلى را به نفس نسبت مىدهد و تنها نفس را بيننده و شنونده و گوينده مىداند، اگر كسى هم اين كثرات سمع و بصر و لسان و شمّ را، و هم عالم سرّ و خفا و تجرد نفس را در وراى آنها مىبيند چنين كسى هيچ كدام از نفس و بصر را منفرداً مبصر نمىداند و هيچ يك از نفس و گوش را منفرداً شنونده نمىبيند و نسبت شنيدن را به هيچ كدام به تنهايى نمىدهد. البته اين طور نيست كه نسبت شنيدن را به مجموع من حيث المجموع صحيح بداند و مجموع آنها را با هم شنونده ببيند، بلكه در نظر او چشم حقيقةً مىبيند و نسبت ديدن به او درست است و نفس هم مىبيند و