تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٨ - صادر از حق وجود سعى بسيط است و بس
مىباشد. از ضعف عقول و ديدهها است كه ظلمت را در مقابل نور، چيزى مىبينند.
مثلًا اگر آفتاب اشراق نور كرده و نور از روزنهها تابيد، انسان چندين نور مىبيند در صورتى كه اگر بتواند با قدرت عقل به صرف نور نگاه كند و اين ميانهها را كه عدم نور بوده و چيز ديگرى نيست در نظر آورد و اين حدود را كه عدم محض است، الغا نمايد بيش از يك حقيقت نوريه نخواهد ديد؛ چنانكه اگر به بيرون از اتاق مىرفت يك حقيقت مىديد و اگر اين پنجرهها را خراب مىكرد يك نور مىديد و باز اگر كسى شب با فانوسى از وسط خيابانى كه درختانى در كنار آن است برود، به كنار هر درختى كه مىرسد مىبيند درخت مقابلش سايه نداشته و درختان ديگر سايه دارند و وقتى حركت مىكند مىبيند سايهها در حركت است.
و همچنين اگر در آفتاب راه بروى و آفتاب مثلًا از جانب مشرق بدرخشد و قامت رساى تو مقابل شعاع آفتاب بوده و نور آفتاب به قد و بالاى تو افتاده باشد، از طرف مخالف سايهاى پيدا مىشود، وقتى حركت مىكنى مىبينى آن سايه نيز با تو در حركت است و گمان مىكنى كه آن سايه چيزى است كه با تو مرافقت و مصاحبت مىنمايد در صورتى كه چيزى نيست و عدم النور است و مقابل تو خالى از نور است. يك قدم كه برمىدارى نور بدون مانع تابيده و بدنت مانع از تابيدن نور به قدم جلوتر مىشود به طورى كه اگر ملتفت باشى و بتوانى به اصل نور نگاه كنى، يك نور مىبينى و اين حد چيزى نيست كه موجب تكثر باشد، يك هويت واحد بسيط و ابسط است كه غير آن هويت چيزى نيست.
نگوييد: اگر سرتاسر عالم يك هويت و يك جلوه و يك ظهور انبساطى است، ديگر تجدد معنى ندارد كه اين دسته بروند و دسته ديگر از دنبال بيايند.
زيرا باز اين خيال و وهم است، اگر آينهاى را داخل اتاقى گذاشته و آفتاب از روزنهاى در آن اتاق بتابد، اين نور كه مستقيماً نمىتواند به پشت ديوار بتابد، مىتوان آن را از طريق آينه داخل اتاق و آينههاى ديگر به پشت ديوار تاباند و در اين نظر كثرت و تقدم و تأخر و اول و آخر ديده مىشود، ولى اگر بتوان به ذات نور نگاه كرد و نظر را