تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - برهان خلف
است. نور البصر كه وجود است قابل تشكيك بوده و به شدت و ضعف مختلف است.
مراتب، تباين در حقيقت نداشته، بلكه ما به الاشتراك در آنها عين ما به الامتياز است و نحوه صدق مفهوم بر آنها يكسان بوده و ليكن مرتبهاى مقوم مرتبه ديگر است.
پس نقطه اولى كه رأس مخروط وجود اعيان است، در كمال فوق قرار گرفته به طورى كه از فوق، حافظ تمام وجوداتى است كه در اعماق مخروط قرار گرفته است.
و بالجمله: وجود، منشأ خيرات بوده و مساوق با وحدت و وجوب و علم و قدرت و اراده مىباشد. بنا بر اين وجوب نيز مساوق با وحدت و علم و قدرت و اراده است؛ چون وجوب مساوق با وجود است، و چنانكه وجود ذو مراتب است علم و وحدت و قدرت نيز ذو مراتب است و همان گونه كه مرتبهاى از وجود فوق التمام است، مرتبهاى از وجوب و مرتبهاى از علم و مرتبهاى از قدرت و مرتبهاى از اراده هم فوق التمام است.
و همان طور كه وجود نقطه اولى، يعنى مرتبه شدت شديد، قيوم مراتب نازله است، مرتبه اولاى علم كه عين مرتبه اولاى وجود است مرتبه شدت شديد علم بوده و قيوم علوم نازله است و هكذا قدرت و هكذا اراده.
پس قدرت ما به قدرت او و علم ما به علم اوست. و بالجمله: تمام شئون كماليهاى كه در مراتب نازله است به نحو اكمل و اتمّ در مرتبه بالاست و البته اكمل، قيوم كامل و كامل قيوم ناقص است. «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ». [١]
و بالجمله: وقتى جمال جميل اجمل الجمال، اشراق نور جمال نمود و صفحه منبسط و ظلّ جميل آن جمال جميل توليد شد و ذو الجمال واجب و جمال واجب، واجب شد، جمال در عين وجوب صرف التعلق و الربط بوده كه با امكان در وجود منافى نيست.
[١] فاطر (٣٥): ١٥.