تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٢ - قرآن سه گروه مخاطب دارد
٣- نور ديدن و غير نور، ديگر هيچ نديدن و نظر به صرف الوجود از وراى طبيعت و عالم خلق و امر و عالم امكان.
حضرت بارى به نظر اول، زياد اشاره فرموده است: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ» [١] و «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» [٢] و «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ». [٣]
و در مرحله بالاتر از آن فرموده است: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [٤] و تنها سماوات و ارض را طرف اضافه قرار داده است.
و در مقام ديگر كه مقام سرّ و مقام صحبت با صاحبنظران است مىفرمايد: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» [٥] يك چيز و يك ظهور و يك نور است و هر چيزى غير او باطل است و او يك هويت متحققه است و غير او حقيقتى نيست. او حقيقة الوجود است. علم اوست، قدرت اوست، اراده اوست.
و بالجمله: كثرات و مفاهيم و ماهيات همه سراب است و از عدم اين نور است كه در قوه متخيله نمود مىنمايد. و اين مسلك، مسلك سُلّاك و عرفاست و اين فيض مقدس اطلاقى و ظهور ابسط و وجود غير محدود از لسان عرفا اخذ گرديده است؛ زيرا نمىتواند وجود محدود از وجود صرف غير محدود صادر گشته و ظهور نمايد؛ گرچه بعض فلاسفه مطلب را برهانى نموده و بر آن غير از كشف و شهود اهل كشف، برهان فلسفى اقامه نمودهاند.
چون ذوق عرفانى در همه كس پيدا نمىشود تا قول عرفا را تصديق نمايد، دستگاهى براى اثبات مطلب به طريق فلسفى باز مىنماييم:
[١] ملك (٦٧): ٢.
[٢] حديد (٥٧): ٤.
[٣] غاشيه (٨٨): ١٧.
[٤] نور (٢٤): ٣٥.
[٥] حديد (٥٧): ٣.