تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩١ - قرآن سه گروه مخاطب دارد
كه سمائى و ارضى مىبينند.
و در سوره نور مىفرمايد: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [١] و نظر به نور نموده و اين طور نيست كه نظر به نور و سماء، هر دو باشد، بلكه اصل نظر به مضاف است، منتها طرف اضافه سماء و ارض قرار گرفته است و ليكن يك نور است و سماء و ارض طرف اضافه يك نور است و از يك نور، سماء و ارض ديده مىشود و اين گونه نيست كه هر كدام نورى داشته باشند.
و اينكه مىفرمايد: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» در اين نظر به اصل يك حقيقت توجه شده و تكثر ملغى گشته است و كلمات مذكوره مفاهيمى در مقابل اشياء متعدد ندارند.
و ليكن اين گونه آيات، فقط براى آشنايان حقايق و پردهداران اسرار خزائن است و چون عدد آنها كم است اين نظر هم در آيات كم است.
آن كس كه از عامه مردم است كثرات مىبيند. براى اعرابى كه فقط با ابل سر و كار داشته و ابل مىبيند، خود را با ابل معرفى مىنمايد، حدقه محاط چشم ما بيش از اين احاطه ندارد كه از وراى عالم طبيعت به طبيعت نگاه كند.
اين است كه حضرت سجّاد عليه السلام فرموده است: «شش آيه اول سوره حديد و سوره توحيد براى متعمقين آخر الزمان نازل شده است». [٢] بقيه مردم بايد معارفشان را از سماء و ارض به دست آورند «وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ^ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ^ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ». [٣]
خلاصه با اين سه وجود در عالم نظر مىشود:
١- نظر طبيعى حجابى و توغل در احتجابات خيال.
٢- نظر متوسط يعنى هم نور و هم ظلمت را ديدن.
[١] نور (٢٤): ٣٥.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ٩١، حديث ٣؛ توحيد صدوق، ص ٢٨٣، حديث ٢.
[٣] غاشيه (٨٨): ١٨- ٢٠.