تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٤ - تشبيه حركت جوهرى به نمو و ذبول در حركت كمّى
ثانى هست آن ذاتى كه در آنِ اول بود نيست، چون در آن تغير و تجدد فرض شده است، پس بايد زيد يك ساعت قبل بلكه زيد يك آنِ قبل، در آنِ بعد نباشد و حال آنكه اين حرف بالبداهه غلط است.
براى رفع اين اشكال، كه بزرگترين شبهه در حركت جوهريه است، حاجى مىفرمايد: موضوع حركت جوهريه، هيولاى متحصله به صورتى از صور است كه آن امرى ثابت است، پس جايز است در هيولى به واسطه خصوصيات صور حالّه در آن، تبدل حاصل شود، و ليكن خود هيولى ثابت باشد و آن صور با بقاى هيولى بشخصها به واسطه صورتى از صور «ما فيها الحركه» مىباشد و آن مستبعد نيست؛ چنانكه خود ايشان در كون و فساد به بقاى هيولى قائل هستند، مثلًا در مركبى كه اجزاء آن انحلال پيدا مىكند مثل بدن انسان يا حيوانى كه خاك مىشود قائل هستند به اينكه هيولى به واسطه صورتى از صور ثابت است. [١]
صدر المتألهين در اسفار گفته است: گرچه واجب است موضوع حركت بوجوده و تشخصه باقى باشد، ليكن در تشخص موضوع جسمانى كافى است كه مادهاى باشد كه به واسطه وجودِ صورتى از صور و كيفيتى از كيفيات و كميتى از كمّيات متشخص مىباشد، پس براى آن ماده تبدل در خصوصيات هر يك از آنها جايز است. آيا نمىبينى كه تبدل صورت بر ماده واحدهاى كه وحدت آن از واحد بالعموم، يعنى صورتى از صور و واحد بالعدد، يعنى جوهر مفارق عقلى مستفاد است نزد شيخ و غير او از حكما جايز مىباشد؟ [٢]
تشبيه حركت جوهرى به نمو و ذبول در حركت كمّى
و بالجمله: حركت جوهريه شبيه نمو و ذبول است و چنانكه خود حكما مىگويند:
[١] شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٦٣؛ مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٧٠١- ٧٠٧.
[٢] اسفار، ج ٣، ص ٨٧- ٨٨.