تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٨ - نظريه دوگانهپرستان
صاحب ملل و نحل از ثاليس ملطى نقل نموده كه او گفته است: مبدأ اول، عنصرى را كه در آن صور تمام موجودات و معدومات بوده ابداع فرموده و سپس صورت هر موجودى در عالم بر مثالى كه در عنصر اول بوده، از آن منبعث گشته است. [١]
به اين مذهب در علم واجب اشاره شد و شايد مراد وى از آب مانند آيه شريفه «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» [٢] وجود منبسط، كه در اصطلاح عرفا از آن به نفس رحمانى تعبير شده است باشد و تأويل نار، عالم عقل و هوا، عالم نفس و ارض، عالم مثال و عالم طبيعت باشد.
بعضى ارض را اصل دانسته و معتقدند كه ساير اجسام به واسطه تلطيف از آن حاصل شده است. [٣]
و بعضى گمان نمودهاند كه اصل هوا بوده و از لطافت آن نار و از كثافت آن ماء و ارض پيدا شده است. [٤]
گمان بعضى نيز اين است كه اصل، نار بوده و سه عنصر ديگر به واسطه تكاثف از آن به وجود آمده و سماء نيز از دخان حاصل شده است. [٥]
نظريه دوگانهپرستان
ثنوى درباره آن ذات قديم، به نور و ظلمت قائل شده است. [٦] و ممكن است مراد ايشان- چنانكه محقق خفرى [٧] گفته است- از نور، وجود و از ظلمت،
[١] ملل و نحل، ج ٢، ص ٦٧.
[٢] انبياء (٢١): ٣٠.
[٣] نقد المحصل، ص ١٩٠؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢٢١.
[٤] نقد المحصل، ص ١٩٠؛ ملل و نحل، ج ٢، ص ٧٢.
[٥] نقد المحصل، ص ١٩٠؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢٢١.
[٦] نقد المحصل، ص ١٩١؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢٢١؛ ملل و نحل، ج ١، ص ٢٢٤- ٢٣٣.
[٧] شمس الدين محمد بن احمد خفرى، يكى از حكما و فلاسفه زمان شاه اسماعيل صفوى است. وى نزد صدر الدين محمد دشتكى شيرازى علوم معقول و- ظاهراً- نزد محقق كركى علم منقول را فراگرفت و در مواقع مسافرت محقق كركى، به جاى وى به پاسخ سؤالات مردم مىپرداخت و محقق بدو كمال وثوق و اطمينان را داشت.
از تأليفات اوست: اثبات الواجب، اثبات الهيولى، تفسير آية الكرسى، حلّ ما لا ينحل، رسالهاى در رمل، حاشيه بر شرح تجريد، شرح حكمة العين و منتهى الادراك در هيئت.
وى در سال ٩٥٧ ق. درگذشت.