تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - جايگاه فلسفه اولى و موضوعات علوم
تقسيماتى مورد بحث قرار مىگيرد و پيوسته وجود تقسيم مىشود، مثل اينكه گفته مىشود: وجود يا واجب و يا ممكن است، سپس گفته مىشود: ممكن يا جوهر و يا عرض است، و آن گاه گفته مىشود: جوهر يا مقارن با ماده و يا مفارق از آن است و همچنين گفته مىشود: جوهر مفارق يا عقل و يا نفس و يا ... است. پس همه موجودات در فلسفه اثبات مىشوند.
البته موضوعات علوم، موجودات مىباشند، منتها موضوع هر علمى يكى از موجودات قرار داده مىشود و در اطراف آن بحث مىشود. پس زمينه اثبات موضوعات علوم، فلسفه اولى است و موضوعات علوم، محمولات در فلسفه اولى است؛ زيرا چنانكه گفتيم در فلسفه اولى گفته مىشود: موجود يا واجب يا ممكن است و ممكن يا جوهر يا عرض است و جوهر يا مفارق از ماده و يا مقارن با آن است و هكذا.
بايد در اينجا اين نكته مورد التفات قرار گيرد كه چرا در علم از موضوع آن بحث نمىشود.
علت آن اين است كه در علم از عوارض ذاتيه موضوع بحث مىشود بنا بر اين:
بحث از موضوع، از علم خارج است. همچنين در علم از علل قوام موضوع، يعنى جنس و فصل آن هم بحث نمىشود؛ چون جنس و فصل از لواحق موضوع نيستند، بلكه از مبادى مىباشند. پس بحث از آنها هم از علم خارج است.
و بالجمله: وجود موضوع از عوارض موضوع نيست؛ زيرا وجود موضوع، نفس موضوع و تحقق موضوع است و امرى كه به موضوع منضم شده باشد نيست؛ چون وجود اعم است و مفهوم وجود براى همه موضوعاتى كه در موضوع فلسفه اولى داخل است ثابت است و موضوع فلسفه اولى وجود مطلق است و وقتى مفهوم وجود بر آن صادق است بر تمام موضوعات علوم نيز صادق خواهد بود؛ زيرا موضوعات علوم از اقسام وجود مطلق مىباشند، بنا بر اين مفهوم وجود از عوارض عامه است.
علت ديگر براى اينكه بحث از وجود موضوع علم در خود آن علم ممكن نيست،