تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - الف- تفكّك رحى
بيان مطلب اين است كه سنگ آسياب به شكل دايره است و در وسط آن سوراخ مدوّرى است، بنا بر اين يك دايره داخلى هم در وسط سنگ آسياب است. اگر يك خط جوهرى از جزئى كه در محيط دايره كوچك داخلى و وسط سنگ هست مستقيماً بيايد، سر خط به يكى از اجزاء كه در محيط دايره خارجى و دور سنگ است ختم مىشود، وقتى جزء سر آن خط در دايره عظيمه خارجيه سنگ، مسافتى را حركت مىكند به دنبال آن اجزائى كه تالى آن جزء هستند حركت مىكنند تا نوبت حركت به آن جزئى كه در طوق صغير و در محيط دايره صغيره سنگ است برسد.
به عبارت ديگر: هنگامى كه يك خط جوهرى را از مركز سنگ آسياب تا طوق عظيم آن، فرض كنيم، آن خط از اجزاء لا يتجزى مركب خواهد بود.
تفصيل و بيان توضيحى دليل اين است كه دور سنگ، طوق اعظم است و در آن اجزائى هست. اگر يك جزء آن به مقدار يك جزء حركت كند، يعنى همين اندازه كه جايى را كه در آنجاست خالى نمايد، در صورتى كه جزء تالى آن كمتر از مسافت آن جزء حركت كند پس جزء منقسم مىشود؛ چون اقل از آن هم هست و در صورتى كه جزء تالى به مقدار مسافت آن جزء حركت كند، نقل كلام مىكنيم به جزء تالىِ تالى و هكذا تا به جزئى كه در طوق صغير است برسد، اگر اين جزء آخرى مسافت كمترى را طى كند انقسام جزء لازم مىآيد و مطلوب ثابت مىشود و اگر هر يك از اجزاء تاليه و اين جزء اخير همان مسافتى را كه جزء ابعد طى كرده است طى نمايند، لازم مىآيد مسافتى را كه جزء در دايره مجاور مركز طى مىكند با مسافتى كه جزء در دايره عظيمه طى كرده است مساوى باشد و حركت او هم با حركت آن مساوى باشد و اين بالضروره محال است.
و اگر جزء تالىِ ابعد حين تحرك جزء ابعد، يك لحظه ساكن باشد، لازم مىآيد كه از آن منفصل شود و همين طور در ساير اجزاء اگر جزء بعدى هنگام تحرك جزء ابعد يك لحظه ساكن باشد تفكّك رحى لازم مىآيد، همانند دوايرى كه بعضى از آنها بر بعضى ديگر احاطه دارند. و آن به شهادت حس باطل است.