تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٤ - مسلك چهارم در حل اشكال
واقع نشده است، بنا بر اين تعطيل فيض و ركود آن لازم مىآيد.
در جواب مىگوييم: اين حوادثى كه الآن از قبيل انسان و حيوان و نبات و جماد هست، سلسله ما قبل آنها يعنى آباء و امهات آنها، علل آنها نبوده، بلكه معدّات بوده است كه ماده از اصلاب آباء در ارحام امهات قرار گرفته و اين حوادث حاصل شده است و اين رشته آغاز و انجام ندارد و از طرف ازل و ابد انتها ندارد و هر قدمى كه عقل ما به جلو بگذارد، سلسله معدّهاى بوده و پيوسته سلسله سابق معدوم شده و سلسله لاحق موجود گرديده است. البته سلاسل معدّات، فعلًا موجود نيستند تا گفته شود كه تسلسل ترتبى باطل است، بلكه چنانكه در مبحث قديم و حادث گفتيم، تسلسل در اينجا تعاقبى است و آن عيبى ندارد؛ زيرا سلاسل فعليت در وجود ندارند تا برهان تضايف يا تطبيق يا غير آن جارى شود، بلكه بيش از يك حلقه و سلسله فعلًا موجود نيست و باقى حِلَق و سلاسل معدوم مىباشند و اگر هم شما در اينجا تطبيق و تضايف را درست كنيد وهم و خيالى است كه واقعيت ندارد.
در نتيجه مىگوييم: خلقت موجودات دسته به دسته از ازل بوده و هيچ وقت نبوده است كه موجودى خلقت نشده باشد، تا بگويى تعطيل در فيض و انفكاك معلول از علت لازم مىآيد.
مسلك چهارم در حل اشكال
مسلك ديگر نيز در جواب اشكال هست و آن اين است: سابقاً عقيده مشائين در وجه صدور كثرات از واحد را توضيح داديم و گفتيم كه از عقول، افلاك صادر شده است و در عقل به اعتباراتى از قبيل تعقل مبدأ و تعقل امكان ذاتى خود و تعقل وجود ناقص خويش، كثرت وجود دارد و خلاصه جهات اربعه يا ثلاثه در عقل وجود دارد.
فلك داراى نفس فلكيه و جسم- يعنى هيولى و صورت- است و حركت فلك به واسطه نفس فلكيه است كه داراى شوق ذاتى به كمال است و تغير و تجدد در نفس فلكيه و اراده آن، عيبى نداشته و مانعى ندارد؛ زيرا فلك صاحب هيولى است و چون