تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - چگونگى ربط متغير به ثابت
و بالجمله: در مسأله ربط حادث به قديم دچار دو اشكال نزديك به هم هستيم.
توضيح شبهه اول اين است كه: چنانكه متكلم در معناى حدوث مىگويد: حادث چيزى است كه بعد از سبق عدم، موجود شود، [١] پس اگر بگوييم حوادث و موجودات حادثه به علت قديم مربوط هستند انفكاك معلول از علت تامه لازم مىآيد و آن محال است و اگر بگوييم: حادث به قديم مربوط نيست و قديم، مربوط إليه براى حادث نيست، خلاف فرض است و اگر بگوييم: علت اين حوادث و موجودات حادثه، يك سلسله از علل حادث ديگرى است، اين هم باطل است؛ زيرا اين فرض موجب تسلسل است و گرچه بطلان تسلسل هم ثابت نشود- چنانكه بر هر دليلى كه بر بطلان تسلسل اقامه شده، كسى ايرادى نموده است، [٢] البته اثبات صانع به بطلان تسلسل محتاج نيست، مگر در دليلى كه براى متكلمين بسيار خوب است- ليكن چون ثبوت علت قديم و واجب الوجود براى اشياء مفروغ منه است و ثابت شده كه علة العلل قديم است؛ لذا نمىتوانيم اين حوادث را به علت قديم ربط دهيم. پس چگونه بايد به اين اشكال كه علت قديم معلول حادث داشته باشد پاسخ داد؟ در صورتى كه اراده خدا، كه عين وجود اوست، ازلى و قديم است.
چگونگى ربط متغير به ثابت
مشكل ديگر در مسأله اين موجودات متغيرى است كه ما مىبينيم، و لو ربط حادث به قديم درست باشد و مثلًا بگوييم عيبى ندارد علت و اراده او قديم باشد و حادثى را امروز خلق كند، و ليكن اگر اين حادث متغير باشد چنانكه هست، لازم مىآيد كه در علت تغيير باشد و الّا نمىتوان متغير را به شىء ثابت نسبت داد.
اين دو اشكال نزديك به يكديگرند و لذا جواب آنها هم قريب به هم مىباشد.
[١] كشف المراد، ص ٥٧؛ شرح مواقف، ج ٤، ص ٢.
[٢] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٢، ص ١٤٤- ١٦٧.