تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٨ - آراء مختلف در حقيقت مكان
مكان
مطلب هل بسيطه، يعنى موجوديت شىء بر مطلب «ما» ى حقيقيه، يعنى اينكه ماهيت شىء چيست، مقدم مىباشد؛ زيرا تا شىء موجود نباشد نوبت به ماهيت آن نمىرسد و بايد اول شىء موجود باشد تا درباره حقيقت و ماهيت آن تجسس شود.
لذا براى اثبات وجود مكان در مقابل كسانى كه منكر وجود آن هستند مىگوييم:
صاحب وضع بودن مكان و قابل اشاره حسيه بودن آن به اينكه جسم اينجا يا آنجاست، وجود مكان را اثبات مىنمايد.
آراء مختلف در حقيقت مكان
همه عقلا به مكان قائل بوده و بالفطره به آن اشاره مىكنند، بنا بر اين وجود مكان ضرورى و فطرى عقلا مىباشد؛ لذا به آن اشاره حسيه مىنمايند و اگر مكان معدوم بود، مشارٌ إليه واقع نمىشد.
متكلمين مىگويند: مكان بعد موهومى است و به هيچ وجه در خارج وجود ندارد.
وهم و تخيل براى هر چيزى يك بُعد موهومى در نظر مىگيرد و ابعاد جسم با آن ابعاد موهومه منطبق مىباشد. [١]
با توجه به آنچه گفتيم، اين قول محق پيدا كرده و محو و زايل مىشود.
[١] شرح مواقف، ج ٥، ص ١٢١؛ شرح مقاصد، ج ٢، ص ١٩٩؛ شوارق الالهام، ص ٣٠٠ و ٣٠٩.