تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥١ - مراتب كلام بارى تعالى
مراتب كلام بارى تعالى
كلام مراتبى دارد. البته هر چيزى كه در مرتبه ذات باشد لازم نيست كه بر ذات باشد. بلى در مثل علم، علم ذات به ذات معقول است ولى در مثل قدرت، قدرت ذات بر ذات معنى ندارد. چنانكه حيات در مرتبه ذات است ولى بر ذات نيست.
و بالجمله: چنانكه حضرت امير عليه السلام فرموده:
«يا من دلّ على ذاته بذاته» [١]
جلوه ذات بر ذات در مرتبه ذات همان دلالت ذات بر ذات است. البته در اين جلوه جلوه اسماء و صفات بر ذات نيست، بلكه خود ذات براى ذات ظاهر است.
اين كلمه در مرتبه ذات است و وقتى كلام متحقق شد، متكلم هم در مرتبه ذات خواهد بود؛ زيرا كلام و تكلم دو معنى هستند كه به اعتبار با هم فرق دارند.
به يك چيز از اين جهت كه مثلًا صوت است و فعلًا متموّج در هواست و منفصل از گوينده است كلام گويند و از اين جهت كه صدور آن از شخص است و شخص موجد آن است به آن تكلم گويند و خلاصه به كلام از جهت صدور و قيامى كه به شخص دارد، تكلم گويند و از همين جهت به آن شخص هم متكلم گويند.
همان گونه كه در علم در مرتبه ذات لازم نيست يك علم و يك معلوم و يك عالم باشد، بلكه عالم اوست و او عين علم است و علم عين معلوم و معلوم عين ذات است؛ چون كشف تام ذات براى ذات است و لذا حقيقت علم است، همچنين
[١] بحار الانوار، ج ٨٤، ص ٣٣٩؛ مفاتيح الجنان، دعاى صباح.