تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨١ - كائنات جوّ
بوده و ابر پايينتر از او بر اهل قريه دامنه آن كوه مىباريده است. [١]
و در صورتى كه بخار كثير بوده ولى متكاثف نباشد ضباب و ابر بدون باران خواهد بود.
و اگر بخار قليل باشد دو قسم است:
يكى آنكه: به واسطه سردى هواى شب، منجمد نشده و به صورت قطرات ريز پايين آمده و بر روى برگها و گلها مىنشيند و به آن شبنم گويند.
ديگر آنكه: به واسطه سرماى شب، منجمد شده و پايين مىآيد و به آن صقّيع، يعنى برفك گويند و نسبت آن به شبنم مانند نسبت برف به باران است.
تمام آنچه گفتيم توسط بخار حاصل مىشد.
گاهى هوا به واسطه شدت سرما متراكم و متكاثف شده و مثلًا به صورت سحاب ماطر درآمده و مىبارد چنانكه مشاهده آن از شيخ و غير او نقل شده است و خود ما نيز ممكن است ديده باشيم كه ناگهان در قلّه كوه يك تكه ابر حاصل گشته و كم كم زياد شده و باريده است.
اما سبب رعد و برق و صاعقه اين است كه اگر دخان در ابر حبس شود يعنى ابخره و ادخنه كثيره مختلطه مرتفع شده و سحاب منعقد گشته و دخان بين سحاب حبس شود، در اين صورت رعد حاصل مىشود و آن صوت هولناك معروف است.
رعد به واسطه پاره شدن و شكافته شدن سحاب توسط دخان حاصل مىشود و آن دو گونه است؛ چون يا حرارتى كه در دخان است و به واسطه شدت لطافت دخان و يبس آن مقتضى صعود آن به طرف كره نار است، موجب مىشود كه دخان سحاب را از طرف بالا پاره كند و در نتيجه رعد حاصل شود و يا زوال حرارت و شدت تكاثف و ثقل دخان به واسطه سرماى شديد باعث هبوط دخان به طرف پايين شده و سحاب از آن طرف پاره شده و رعد حاصل مىشود.
هى شكافته شدن به گونهاى سخت واقع مىشود كه دخان غليظ و لطيف مشتعل
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ٢٦٠.