تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٤ - كائنات جوّ
و ليكن متجددين درباره آن چنين گفتهاند: نور شمس مركب از هفت رنگ است و اگر جسم صيقلى منشورى را مقابل نور آفتاب بگذاريم آن جسم نور آفتاب را تحليل و تجزيه مىنمايد و چون شكل قوس قزح منشورى است لذا الوان نور آفتاب از هم تجزيه مىشوند.
اسباب ريح نيز چند قسم است: يك قسم آن است كه از ادخنهاى حاصل مىشود كه به واسطه رسيدن به زمهرير برودت پيدا كرده و در نتيجه ثقيل گشته و به طرف پايين هبوط نموده و در نهايت هوا متموج مىگردد.
قسم ديگر آن است كه از ادخنهاى كه به وسيله مجاور سماء- يعنى تابع و مشايع آن در حركت دوريه كه كره آتش باشد- برگردانده مىشوند، حاصل مىگردد. و اين وقتى است كه حرارت ادخنه به سردى زمهرير منكسر نشود تا خفّت ادخنه باعث صعود آنها گشته و مجاور سماء آنها را برگرداند.
راجع به اين دو قسم سبب، شيخ الاشراق در حكمة الاشراق چنين گفته است:
هنگامى كه دخان سرد شود به سوى زمين هبوط مىنمايد و اين همان قسم اول است و يا اينكه دخان به جهت دفع مجاور فلك كه حركت آن با حركت فلك موافق است برمىگردد و اين همان قسم دوم است و آن گاه دخان به هوا فشار آورده و بادها از آن حاصل مىشوند. [١]
شيخ الرئيس نيز در نجات درباره آنها گفته است: هوا بيشتر به واسطه سردى دخانِ متصاعدِ مجتمعِ كثير و نزول آنها به هيجان درآمده و موج برمىدارد و لذا مبادى رياح فوقانى مىباشد و اين سخن به قسم اول اشاره است.
و بسا مقاومت حركت دوريهاى كه هواى عالى تابع اوست آن مبادى را برگردانده و در نتيجه آنها به صورت باد در مىآيند و اين مقاله به قسم دوم اشاره است. [٢]
[١] حكمة الاشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ١٩٤.
[٢] نجات، ص ١٥٥.