تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٥ - مراتب علم بارى تعالى
و صور قدريه نزد اشراقيين صور عالم مثال است كه به آنها مُثُل معلقه نيز گويند. [١]
آنچه از قدر شنيدى، قدر علمى بود. دفتر كون و عالم طبيعت بهويتها و بتمامه، چنانكه در علم فعلى گفتيم، علم احديت است و علاوه بر اينكه در مرائى متعدده، مرّة بعد مرّه و كرّة بعد كرّه منكشف مىباشد خودش بنفسه و بدون اينكه در مرآت ديگرى منكشف باشد، مكشوف است. و اين وجودات عينيه و صور طبيعيه قدر عينى است.
اين تمام قضيه كشف متعدد اشياء بود.
پس قضا صور تجردى عقلانى قائم به عقل يا مثل افلاطونى، و قدر صور مثالى و مثل معلقه كه در تجرد خالص نيستند يا صور مرتسمه در نفوس منطبعه جزئيه فلكيه مىباشد و اين قدر علمى است و قدر عينى هم، كل ما فى العين كل فى مادته و زمانه و مكانه است و الحاصل قدر طبيعى، قدر عينى است.
ليكن سيد محقق داماد، در بيان قضا و قدر، چيزى فرموده كه حق است و آن اين است كه نظام اتمّ و اكمل عالم من البداية الى النهاية و تمام عالم از جهت «يلى الربّى» كه فيض مقدس و وجود منبسط است، قضاى الهى است و از جهت «يلى الخلقى» كه جهت ماهيتى و بروز و ظهور مجالى و حدودات و وجهه غيرى است، قدر الهى است. [٢]
حاصل بحث اين شد كه هر ذره از اشياء و موجودات عالم در مراتب متعدده براى حق تعالى منكشف است و آن مراتب عبارت از مرتبه ذات و مرتبه اسماء و صفات و مرتبه اعيان ثابته و مرتبه عقل اول و مرتبه ساير عقول و مرتبه فلك و غير آن است.
البته كشف در مرتبه ذات و در مرتبه اسماء، كشف در مراتب متعدد نيست چون اسماء و ذات، فقط در اعتبار فرق دارند؛ زيرا در واقع يك تحقق است، منتها در اعتبارى كه به ذات نظر مىكنيم به اسماء و صفات نظر نمىكنيم و در مرتبه ديگر به اعتبار اينكه همين ذات را به گونهاى كه تمام اشياء براى آن مكشوف است مىبينيم،
[١] حكمة الاشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ٩٢- ٩٤ و ١٤٤ و ١٥٤- ١٦٧.
[٢] قبسات، ص ٤١٧- ٤١٨.