تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٤ - بيان ما در توحيد فعلى
اين صوادر يك حقيقت نوريه وجوديه بسيطه است و از آن مصدر يك هويت وجوديه بسيطه صادر مىشود.
و در براهين اصالة الوجود گفتيم: تمام حقيقت مصدر و جاعل يك حقيقت واحده نوريه وجوديه است و تمام حقيقت مجعول هم حقيقت بسيطه واحده است و مصدر غير حيثيت وجوديه خود، چيز ديگرى نداشته و تمام حيثيت آن حقيقت واحدهاى است و اين طور نيست كه در مرتبه ذات حقيقتى بوده و جهت مصدرى آن غير حقيقت مرتبه هويت ذاتش باشد و صادر هم حقيقت واحده بسيطه به تمام ذات بوده و شىء وحدانى بسيط است، تمام حيثيت صدور آن عين حيثيت و هويت ذاتيه اوست و اين گونه نيست كه صدور آن حيثيت ديگرى داشته باشد.
خلاصه اينكه: در اصدار و صدور، غير حيثيت واحده از مبدأ جعل صادر نشده و با آن بيانى كه گفتيم مجعول شىء واحد بسيط، عين ربط و تعلق به مبدأ است. و اين نحوه تعلق حقيقت اشياء است كه حضرات از خداوند خواستهاند كه:
/ «اللهم أرني الأشياء كما هي» [١]
معناى اين جمله اين نيست كه جوهريت و عرضيت و حقايق اشياء را از حيث عنصريت و ماده و صورت ارائه بده، بلكه يعنى آن نحوه كه آنها ظل حقّند و به مبدأ تعلق صرف دارند به اين نحو نشان بده.
و الحاصل: وجود ممكنات كه به جعل بسيط مجعول گرديده و از مبدأ صادر شده است، تمام اين هويت مجعوله حقيقت بسيطه وحدانى است كه جاعل به جعل بسيط آن را جعل نموده است. پس دو چيز نيست تا بگوييم يكى به يك واجب و ديگرى به واجب ديگر مرتبط است. مركب هم نيست تا بگوييم جزئى از يك واجب و جزء ديگر از واجب ديگر صادر شده است، بلكه يك حقيقت بسيطه وجوديه نوريه است كه به تمام ذات تمام تحقق را داراست و غير حيثيت وجوديه حيثيت ديگرى ندارد.
و بالجمله: اگر نتوانيم تعلق و ربط مجعول فاعل الهى را به آن درست تصور نماييم، به وحدانيت اله عالم تصديق نخواهيم نمود.
[١] عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١٣٢، حديث ٢٢٨؛ جامع الاسرار، ص ٢٨٧.