تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - اسامى هيولى
اسامى هيولى
اسامى هيولى در اصطلاح به واسطه اعتباراتى كه ذكر مىشود از حيث مفهوم مختلف است، يعنى هيولى بر چند معنى اطلاق مىشود و هر يك از اين اطلاقات به خاطر اعتبار خاصى است:
الف) عنصر: بر هيولى عنصر اطلاق مىشود از حيث اينكه بين هيولى و صور التيام واقع مىشود. و به عبارت ديگر: از اين جهت كه تركيب از هيولى شروع مىشود، مثلًا هيولى با صورت جسميه و صورت معدنيه و غير آن ملتئم مىشود.
ب) اسطقس: به هيولى اسطقس گفته مىشود؛ چون تركيب به سوى آن منتهى شده و منحل مىشود، يعنى اگر بخواهيم تركيبى را كه واقع است به اجزاء منحل نموده و آن را از هم باز كنيم، آنچه در پايان باقى مىماند هيولى است.
ج) موضوع: به هيولى موضوع گفته مىشود از اين حيث كه نسبت به قبول صورت بالفعل است، پس موضوع بين سه چيز مشترك مىباشد:
١- هيولى، به اين اعتبار كه هيولى نسبت به قبول صورت بالفعل بوده و الآن صورت مورد قبول اوست.
٢- موضوع عرض، يعنى محل مستغنى از حالّ كه در مقابل عرض است كه استقلال ندارد.
٣- موضوع، يعنى آنچه در مقابل محمول قرار دارد.
د) هيولى: و آن از اين حيث اطلاق مىشود كه هنوز به صورتى تلبس پيدا نكرده و