تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦ - انتزاع مفاهيم متخالف دليل بر تركب منشأ انتزاع نيست
بنا بر اين: هويتى بسيطه در عين حالى كه هست اوست و موجود است، كشف اشياء است و علم است و توانايى است و قدرت متحققه و خارجيه است، پس وجود و آن موجود متحقق كه در دار تحقق جز او نيست كلّه الوجود، كلّه العلم، كلّه الحياة، كلّه القدرة، كلّه الاراده.
و الحاصل: به حكم اصالة الوجود، متحقق اصيل، غير وجود چيزى نيست، پس علم لا بعنوانه و مفهومه بل بحقيقته الحقه و بحقيقته الكمالية النافعة به حمل شايع صناعى در خارج، الّا و لا بد وجود خواهد بود. و همچنين قدرت و حيات لا بعنوانهما و مفهومهما بل بحقيقتهما الخارجيه وجود است. يك شىء اصيل است كه چون هست وجود است و مفهوم وجود بر آن صادق است و چون كشف اشياء است، حقيقت علم بوده و مفهوم علم بر آن صادق است و چون بطلان و فساد ندارد، حيات بر آن صادق است. البته جهات و خصوصياتى در آن نيست تا به جهت و خصوصيتى، مفهومى بر او صادق باشد و به جهت و خصوصيت ديگرى، مفهوم ديگرى بر او صادق باشد. و چون وجود صرف الكمال است به همان حقيقته الوجودية و هويته الاصيله كشف اشياء است، پس نور است و علم است و به همان حقيقته الحقه ثابت و برقرار و لا يزال بوده و حيات است.
و بالجمله: اين طور نيست كه وجود منشأ خيرات بوده و منشأ آثار باشد، بلكه خودش حقيقة الخيرات و حقيقة المبرّات و الآثار است. صرف الوجود حد نداشته تا از آن ماهيت اعتبار شود و جهت نقصى ندارد تا از او مفاهيم غير كماليه و نقصيه انتزاع شود و چون خود بهويته الذاتيه متحقق و متأصل است وجود است و كشف الاشياء است و علم است و بذاته من ذاته لذاته است، قدير است و قيوم است.
انتزاع مفاهيم متخالف دليل بر تركب منشأ انتزاع نيست
و خداوند- عزّ شأنه- چون حدى نداشته و نقصى ندارد «و اللّه ليس بمستنكر انّه جامع الكمالات» پس مفاهيم كماليه طُرّاً از او منتزع مىشود، بدون اينكه جهاتى داشته