تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٩ - شبههاى ديگر از فخر رازى
كردهايم و بالاخره تيقن هم حاصل نمىشود، از اين جهت انكسار و انقباضى در ما حاصل مىشود.
پس اين انقباض و انبساط در وجود ماست. بنا بر اين از وجود واحد از جهات حيثيات كماليه و نقصانيه آثار مختلفى بروز و ظهور پيدا مىكند.
شبههاى ديگر از فخر رازى
شبهه ديگر فخر اين است كه: اگر گفته حكما درست باشد، نبايد بين كلمات آنها اختلاف باشد و حال آنكه بعضى مىگويند: عقل اول يك جهت وجود و كمال و تعقل نسبت به مبدأ دارد كه از آن جهت، عقل دوم موجود شده است و يك جهت نقصى دارد كه فلك اول از آن موجود شده است، و بعضى مىگويند: او يك جهت ماهيتى و يك جهت امكانى دارد كه صورت فلك اول از جهت ماهيت آن و نفس فلك اول از جهت امكانش صادر شده است، پس اين اختلاف كلمات كاشف از عدم صحت قول آنهاست. [١]
جواب اين شبهه هم معلوم است؛ زيرا طرف سخن ايشان اهل خبره در فن است و اين اختلاف كلمات اختلاف لبّى نيست، بلكه به اين خاطر است كه اگر كسى فلك را متكثر حساب كند و براى آن نفس و ماده و هيولى و صورت قائل باشد در قبال چنين كسى، آنها هم عقل اول را متكثر مىدانند و اگر كسى فلك را يك چيز حساب كند در مقابل او آنها هم تنها براى عقل اول ماهيت اعتبار مىكنند.
علاوه بر اينكه در اينجا دو مطلب هست: يكى اينكه چرا در عالم كثرت واقع شده است با اينكه قاعده «الواحد لا يصدر منه الّا الواحد» برهانى است و لازمه آن اين است كه فقط يك رشته طولى كه همه بسايط باشند در عالم باشد و لو آنچه در آخرين حلقه و سلسله طولى واقع مىشود در بساطت ضعيفتر از ديگران است.
در رد اين شبهه همين اندازه كه موضوع قاعده الواحد منحصر به مبدأ المبادى
[١] شرح اشارات فخر رازى، ج ٢، ص ٤٨؛ مباحث مشرقيه، ج ٢، ص ٥٣٠- ٥٣١.