تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٨ - تعداد بسايط
تعداد بسايط
جسمِ عنصرى يا بسيط و يا مركب است:
مركب عبارت از حيوان و انسان و نبات و معدن است.
بسيط- به استقراء- عبارت از ارض و ماء و هوا و نار است و چون كره نار بالاتر از همه آنهاست؛ لذا آسمان تلو آن است به گونهاى كه محدّب كره نار با مقعّر فلك قمر مماس است و نار مانند هوا حارّ است، و لكن هوا رطب است و نار يبس است، چون رطب صفت مشبهه است و معناى آن چيزى است كه رطوبت دارد و مسندٌ به «ذا» فعل «حوى» است و نمىتوان گفت هوا حاوى چيز رطوبتدار است؛ زيرا خود هوا چيز رطوبتدار است؛ لذا مصنف ناچار شده است كه بگويد: مراد از رطب همان مصدر است كه رطوبت باشد و ذات در آن اخذ نشده است و نيز چون نار مؤنث است، مصنف مسندٌ به «ذى» را فعل محذوفى دانسته است كه عبارت از «حَوَت» باشد.
بنا بر اين معناى عبارت اين است كه هوا حاوى رطوبت و نار حاوى يبس است.
ارض محفوف به برد با يبوست است، و ماء متصف به برد با رطوبت است.
ناگفته نماند: مراد از رطوبت و حرارت در اينجا، كه گفته مىشود ماء رطب و نار حارّ است، منفعل بودن و فاعل بودن است. بنا بر اين ماء رطب است، يعنى منفعل است چنانكه اگر چيزى را در آب فرو ببريم آب فرو رفتن آن را به آسانى قبول مىكند و شكل آن را به خود مىگيرد ولى حرارت به عكس رطوبت است و عبارت از منفعل نبودن و فاعل بودن است.