تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٧ - دليل سوم اتحاد عرضى با عرض
مىشود و گرنه طعمهاى آنها در ادويهجات محفوظ مىباشد.
قسم ديگر: مركباتى است كه آثار و خواص مخصوص دارند البته براى اين آثار و خواص مبدئى است كه آن مبدأ باعث اين آثار مخصوصه مىشود، منتها ما نمىتوانيم آن مبدأ را بشخصه بشناسيم، بلكه از همين آثار و علائم مخصوص به وجود آن پى مىبريم و اين اختلاف انواع، زاييده همان اختلاف مبادى آثار است.
و چه بسا در بين بعضى از آنها جهت مشتركه و جهت فارقه ملاحظه مىكنيم كه آن را هم از آثار و خواص كشف مىنماييم؛ چون مىبينيم بعضى از آنها در جملهاى از خواص و آثار با هم شريك مىباشند پى مىبريم كه آنها در مبدأ نيز با هم شريكند. و چون مىبينيم بعضى از آنها در جملهاى از آثار منفرد مىباشند، مىفهميم كه آنها در مبادى نيز منفرد هستند. مبدأ مشترك را جنس و مبدأ خاص را فصل گويند.
هر يك از اين مبادى را دو گونه اعتبار مىكنند؛ گرچه مبدأ را به اعتبار جهت مشتركه جنس گويند، ليكن جهت مشتركه بدون جهت مختصه، مبدأ اثر نيست و اين گونه نيست كه آثار از جهت خاص بدون جهت ديگر صادر شود، بلكه به نحوى است كه يكى از دو جهت در ديگرى فانى است و يكى از آن دو مرتبه تحصل ديگرى است و در حقيقت اجزاء بعد از تركيب، آثار مختص به خود را كه قبل از تركيب داشتهاند از دست داده و بعد از تركيب اثرى پيدا كردهاند كه قبلًا در هيچ كدام از آنها نبوده است.
و بالجمله: فعلًا اجزائى كه در مركب داخل مىباشند، آثار مختص به خود را كه قبل از تركيب داشتهاند ندارند، بلكه به بركت تركيب، آثار و خواص تازهاى پيدا كردهاند.
چنين تركيبى تركيب حقيقى است و بايد در اين گونه تراكيب بين اجزاء، فعل و انفعال صورت گرفته و هر يك از اجزاء فعليت خود را از دست داده و صورت نوعيه ديگرى به وجود آورده باشند.
پس در مركبات حقيقيه نمىشود دو فعليت با هم جمع شوند؛ زيرا هر فعليتى از فعليت ديگر ابا دارد و معناى فعليت، استقلال است و ممكن نيست دو شىء مستقل