تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - صادر اول در كلام فلاسفه و عرفا
از عالم بيش از «ذاتٌ ثبت له العلم» نمىفهميد و اين معنى مستلزم تركيب در ذات بوده و تركيب مستلزم امكان مىباشد. پس حضرت چارهاى جز اينكه در اين مقام بفرمايد:
«أنّه قادر؛ أي ليس بعاجز» [١]
نداشت.
حاصل كلام اين شد كه: خداوند داراى دو علم است، علم اجمالى در مرتبه ذات كه متحد با ذات است و علم فعلى اشراقى كه عبارت از نظام وجود است كه عين علم و عين اراده است.
و ائمه هدى عليهم السلام فرمودهاند:
«الحمد للّه الذي خلق الأشياء بلا همّة» [٢]
كه مانند انسانها نيست كه در فعل خارجى اراده نموده و همت و هجوم عضلانى كرده و فعلى به عمل مىآورند.
تقريب عرفانى برهان
صادر اول در كلام فلاسفه و عرفا
اگر مطلب بنا بر عقيده عرفانى تقريب شود، شايد بهتر معلوم گردد. بين فلاسفه و عرفا خلاف است در اينكه فلاسفه صادر اول را داراى ماهيت و محدوديت دانسته و غير حق را صاحب حد مىدانند [٣] و ليكن عرفا قائل شدهاند به اينكه وجود بما انّه وجود، غير محدود و صرف الوجود است و صدور وجودى محدود و صاحب ماهيت از او محال است.
فلاسفه مىگويند: از مبدأ اعلى و وجود صرف بما انّه وجود، عقل اول به نحو اطلاق و عدم تحدّد صادر نگرديده است و صادر اول به صرافت و بساطت
[١] توحيد صدوق، ص ١٨٨، حديث ٢ و ص ١٩٣، حديث ٧.
[٢] اين عبارت را بدين گونه نيافتيم، رجوع كنيد به: اصول كافى، ج ١، ص ١٣٨، حديث ٤؛ نهج البلاغه، ص ٢٥٨، خطبه ١٧٩.
[٣] رجوع كنيد به: شفا، بخش الهيات، ص ٥٣١؛ حكمة الاشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ١٢٦- ١٢٩.