تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥١ - علت اطلاق اتصال ذاتى بر صورت جوهرى
تعليمى، ثابت است و اطلاق متصل بر صورت جوهريه به خاطر اين نيست كه صورت جوهريه مستلزم جسم تعليمى است، بلكه حقيقت صورت جوهريه، همان نفس اتصال است و در حقيقت جسم طبيعى چنانكه گفتيم همان ثخن و ابعاد مبهمه است كه اگر آن ثخن و ابعاد مبهمه نباشد هيچ يك از اجسام وجود نخواهد داشت. پس حقيقت جسم اوست و صورت جوهريه همان است. خلاصه اطلاق اتصال بر صورت به خاطر استلزام جسم تعليمى، چنانكه جمهور متأخرين مثل صاحب محاكمات [١] گفتهاند، بىوجه است.
و شايد اشتباه ايشان از اين نظر ناشى شده است كه اتصال حقيقى وجود ندارد مگر اينكه آن، فصل كمّ باشد و كمّ واسطه در ثبوت براى تحقق اتصال در صورت جوهريه است و كمّ براى آن واسطه در عروض نيست، چنانكه كمّ براى رساندن صفت اتصال به هيولى واسطه در عروض است؛ چون هيولى حقيقةً اتصال ندارد، بلكه اتصال آن به اعتبار است و مجاز مىباشد و ليكن صورت جوهريه به واسطه كمّ، حقيقةً اتصال دارد.
اين نظريه متأخرين فاسد است؛ زيرا اگر اتصال جوهر صورى به واسطه جسم تعليمى كه بر صورت عارض مىشود باشد، لازم مىآيد جوهر صورى در مقام معروضيت كه مقام ذات آن است يا مانند عقل از مفارقات باشد و يا مثل نقطه از وضعيات غير منقسمه باشد و بر هر دو تقدير ممكن نيست كه جسم تعليمى بر او عارض شود؛ زيرا اگر چيزى در مرتبه ذات با چيزى منافى باشد امكان ندارد اين منافى بر آن منافى عارض باشد. و يا اينكه لازم مىآيد آن جوهر صورى در مرتبه ذات وجوديه معروضيه خود، قابل خطوط ثلاثه مذكوره باشد و اين خلف است.
بلكه تحقيق اين است كه: متصليت جسم تعليمى به واسطه اتصال جوهر صورى است و بر عكس نيست، يعنى متصليت جوهر صورى به واسطه اتصال جسم تعليمى نيست؛ چون حق اين است كه فرق بين جسم طبيعى و تعليمى به اطلاق و تعيين است، چنانكه در آخرين اقوال در جسم طبيعى خواهيم گفت.
[١] محاكمات، ضمن شرح اشارات، ج ٢، ص ٣٧.