تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٨ - اشكال فخر رازى و رد آن
الف: وجود عقل به لحاظ اينكه ربط به مبدأ و اثر آن است.
ب: ماهيت مظلمه آن.
ج: جهت امكانيه آن.
د: اصل وجود با قطع نظر از ملاحظه آن با چيز ديگر و ربط بودن آن براى چيز ديگر.
به لحاظ جهت اول، عقل دوم از وجود عقل اول صادر شده است و به لحاظ جهت دوم، از وجود عقل اول، هيولى و ماده فلك صادر شده است و به لحاظ جهت سوم، از وجود عقل اول صورت فلك صادر گرديده و به لحاظ جهت چهارم، از وجود عقل اول، نفس فلك اول صادر گشته است.
و ليكن نبايد جهات متكثره كه گاهى آنها را دو جهت و گاهى سه جهت و گاهى چهار جهت شمردهاند، اسباب اشتباه و خدشه شود؛ چنانكه فخر رازى گرفتار اشتباه شده است.
يكى از شبهات وى چنانكه گذشت اين است كه: سخن حكما درست نيست؛ زيرا گفتهاند از جهت نقص عقل اول چيزى صادر مىشود با اينكه از عدم، چيزى صادر نمىگردد.
جواب اين شبهه اين است كه: مراد حكما اين نيست كه از امر عدمى و سلبى چيزى صادر مىشود، بلكه مقصود آنها اين است كه همه صوادر از وجود عقل اول و ليكن به ملاحظه حيثيات صادر مىشود. مثلًا عقل اول از جهت قرب او به وجود اشرف و اكمل و كل الكمال و اثر بودنش براى آن و تعقل نمودن آن موجب صدور يك وجودى به نام عقل دوم مىشود و به جهت تعقل نقص خود كه هيچ استقلالى در وجود ندارد و فقير محض و ناقص است، از وجود او چيز ديگرى صادر مىشود؛ چنانكه ما تخيلى داريم و آن اينكه فلسفه مىآموزيم و اين علم رياضى و فكرى موجب كمال ماست و از آن بوى عالميت را استشمام مىكنيم؛ لذا شاد و خرامان مىشويم و انبساط پيدا مىكنيم، سپس نظرى به فنون مختلف عالَم مىاندازيم مىبينيم ما چند روزى نشستهايم و يك رشته مطالبى درباره علت وقوع كثرت در عالم درست