تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٣ - بيان ما در توحيد فعلى
گفتيم، البته نمىتوان در مجالس عامه، آن بيانى را كه بطن آيه متكفل آن است، مطرح نمود و بايد آنجا از معناى ظاهرى كه به نظر عوام مىآيد، صحبت كرد.
و الحاصل آيه مىفرمايد: اگر در زمين و آسمان دو آلهه بود، زمين و آسمان فاسد مىشدند، يعنى به واسطه امتناع توارد علتين مستقلتين بر معلول واحد، اصلًا از زمين و آسمان سراغى نبود.
البته قضيه فاعليت الهى غير از عوامل طبيعى است كه در صورت توارد، دو يا سه چيز در قدر جامع شركت پيدا مىكنند به بيانى كه سابقاً گذشت.
اينكه گفتيم باطن آيه بود، چنانكه «إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ» [١] بيانى دارد.
علاوه بر آن: معلول فاعل الهى صرف تعلق و ربط به مبدأ است، چنانكه در باب امكان در وجود گفتيم و محال است چيزى كه عين تعلق و ربط به يك مبدأ است، ربط و تعلق به چيز ديگرى داشته باشد.
بيان ما در توحيد فعلى
و بالجمله: مىخواهيم راه اقربى را طى كنيم و آن اينكه: اگر عالمى هم نباشد، باز ذات واجب ثابت است و ادلهاى كه سابقاً براى اثبات اصل ذات اقامه شد، گرچه عالم هم نباشد اقامه مىشود و الآن درصدد اثبات اينكه اله عالم يكى است و شريك در الهيت ندارد، هستيم و حاجى مىخواهد اثبات كند كه عالم واحد شخصى است و غير آن عالم ديگرى نيست و بعد با ضمّ مقدمه «الواحد لا يصدر الّا عن الواحد» و «الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد» اثبات نمايد كه اله عالم واحد است و ما اشاره كرديم به اينكه اگر كسى معناى ربط معاليل الهيه به فاعل الهى را تصور كند وحدانيت اله عالم را تصديق خواهد نمود.
در مباحث سابقه گفتيم: فاعل دو قسم است؛ فاعل طبيعى كه فاعل حركت است و فاعل الهى كه اشياء را از كتم عدم به عرصه وجود مىآورد و باز سابقاً گفتيم كه: مصدر
[١] مؤمنون (٢٣): ٩١.