تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧ - برهان خلف
برهان خلف
و اما دليل ديگر بر اثبات واجب اين است كه: اين وجودات، ممكن بوده و معناى امكان در وجود چنانكه سابقاً گذشت عين الربط و عين التعلق است و معناى وجود ممكن اين است كه اين وجود فقير و مرتبط است و از خود استقلال ندارد، وجود ظلّى و آلى است، آيا اين وجود به عدم ربط دارد؟
اعدام گرچه اعدام مضافه باشند، براى تكفل فقرا و نگهدارى ايتام قابليت ندارند.
حال ماهيات هم قبلًا معلوم شد كه در مرتبه ثانيه، از حدود وجودات اعتبار و انتزاع مىشوند. چيزى كه اعتبارى است آن هم در مرتبه ثانيه از وجود قادر به تكفل نيست.
پس فقيرى كه غبار فقر از سر و صورت او مىبارد و يُتم و عدم استقلال از ناصيه او پيداست، بايد به يك غنى بالذاتى كه براى اين اظلال و ايتام كهف بوده و قيوم و ملجأ ايتام و فقرا باشد، مرتبط بوده و آن عبارت از مصداق واجب و مصداق مفهوم وجود است.
«وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ» [١] «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» [٢] اگر بخواهد توجه خود را از روى اين فقرا برداشته و دست مكرمت و فيضش را از سر اين ايتام دور نمايد، همه درهم فرو ريخته و به وادى عدم و چاه فنا رهسپار خواهند گشت.
و باز دوباره براى تحكيم اين بحث مىگوييم: اثبات واجب الوجود از دو طريق ميسّر است:
يكى از طريق نظر كردن به خود صرافت وجود كه اصل اين حقيقت را در نظر گرفته و واجب را اثبات نماييم.
ديگر از طريق وجود ممكنات، يعنى من و تو كه از مراتب پايين شروع كرده و بدان، واجب را اثبات نماييم.
[١] فاطر (٣٥): ١٥.
[٢] بقره (٢): ٢٥٥.